تبليغاتX
گریه سهم دل تنگه


موزیک وبلاگ گریه سهم دل تنگه

Free Site Counter
Free Site Counter
نمی خوام که تو تاریکی من تو حروم بشی...
 خط قرمز؟؟؟؟؟
 در مصاحبه  ای آقای احمدی نژاد بیان کردند:

در ایران تنها موردی که جرم محسوب نمیشود انتقاد از مسئولین نظام است!!!!!

واقعاْ که مضحک و خنده دار است که بخواهیم ...................

به نظر من حضرت آیت الله خامنه ای فردی........

راستی تا به حال در کدام رسانه متعلق به جمهوری اسلامی یک کلمه از رهبر عزیز القدر انتقاد شده است؟

یا ایشان عاری از اشکال هستند یا ما به ظرفیتی نرسیدیم که صلاحیت انتقاد از ایشان را داشته باشیم!

اما به نظر میرسد که دیگران کاسه ی داغتر از آش هستند!

تا بسیجی در این وطن زنده است           ریشه ی عدل علی کنده است

************

یا رب این علی کجا و آن علی کجا؟؟؟

***********

مرگ بر حامیان ولایت بر فقیه و دشمنان ولایت فقیه

مرگ بر حامیان ولایت وقفی!!!!!

خدا به داد کسانی برسد که به اسم دین تیشه به ریشه ی دین میزنند!!

راستی اگر اکنون امام زمان ظهور کند! بر طبق روایات گردن کدامیک از این عالمان دین را خواهد زد؟

کدامیک شایستگی حضور در لشکر صاحب الامر را خواهند داشت؟

کلام اخر :

این انقلاب ارث پدری کیست؟

|+| نوشته شده توسط غریبه ای آشنا در  |
 گامی محکم در جهت منزوی سازی ایران در منطقه

ریاست جمهوری زلمی خلیل زاد برابر است با نفوذ بیش از پیش گروه تندروی آمریکا در منطقه

هیچ ابهامی وجود ندارد که حضور خلیل زاد میتواند بزرگ ترین خطری باشد که ایران را در پیشبرد اهدافش در خاور میانه تهدید میکند.

 

زلمي خليل‌زاد كيست؟

خبرگزاري فارس: افغاني الاصل است، بعد از يكسال سفيري در عراق اكنون به سازمان ملل نقل مكان مي‌كند، "پل ولفوويتز" و "زبيگنو برژينسكي" از تاثيرگذارترين افراد در شكل‌گيري افكار وي بوده‌اند، ديك چني مدال خدمت ممتاز وزارت دفاع را به او اعطا كرده و در جنگ آمريكا عليه طالبان در افغانستان سكاندار راهبردهاي نظامي و سياسي بوش بوده است. او تنها کسی بود که به جنگهای داخلی افغانستان و خودسریهای صدام و گروه طالبان را به مقامات آن زمان کاخ سفید هشدار داده بود. حوادثی که پس از دوازده سال وقوع پیوست.

او مغز متفکر کاخ سفید جهت براندازی صدام و انهدام گ

میباشد.

 
روه طالبان و تغییر روش کاخ سفید در خاور میانه میباشد.

به گزارش خبرگزاري فارس، "زلمي خليل‌زاد" در سال 1951 از پدري پشتون و مادري تاجيك در شهر مزار شريف افغانستان به دنيا آمد، پدر وي مشاور دربار ظاهرشاه پادشاه سابق افغانستان بود و به همين دليل تحصيلات خود را تا دوره دبيرستان در مدرسه مخصوص فرزندان نخبگان كشور در كابل (محل سكونت خانواده‌اش) ادامه داد، اين امر سبب شد تا در كنار زبان پدري خود به زبان‌هاي دري، اردو و فارسي مسلط شود .
در آغاز دهه 70 خليل‌زاد هنگاميكه وارد دانشگاه بيروت شد به داشتن گرايش‌هاي چپ و دفاع از فلسطين معروف بود اما در ميانه اين دهه، پس از مهاجرت به آمريكا و ورود به دانشگاه شيكاگو – براي كسب مدرك دكتري – تحولي شگرف پيدا كرد كه گفته مي‌شود اين تحول ناشي از همكلاسي بودن با "پل ولفوويتز" كه اكنون يكي از شاخص‌ترين چهره‌هاي نومحافظه‌كاران است، تحت تاثير قرار گرفتن افكار راست‌گرايانه و تندرو پرفسور"آلبرت وهليتير"، استاد آنها در دوره دكتري كه دوستان صميمي يكديگر نيز بودند، تدريس در دانشگاه كلمبياي شهر نيويورك در آغاز دهه 80 و آشنايي با "زبيگنيو برژينسكي" است.
برژينسكي كه بعد‌ها مشاور امنيت ملي در دولت ريگان شد، نقش بسزايي در تاثير گذاري بر خليل‌زاد و جذب او به سوي انديشه‌هاي راستگراي تندرو كه ويژگي خاص دوره رياست جمهوري ريگان بود ، داشت.
خليل زاد در سال 1985 مليت آمريكايي را كسب و بعد از آن براي مدت كوتاهي به عنوان مشاور ويژه بخش "برنامه‌ريزي سياسي وزارت خارجه آمريكا" در كنار پل ولفوويتز كه رهبري اين بخش را به عهده داشت مشغول به فعاليت شد.
وي در اوج بحران حمله شوروي به افغانستان به واسطه آشنايي كامل با خصوصيات، زبان، فرهنگ و بافت قبيله‌اي افغاني‌ها در مدت كوتاهي توجه همه را به خود جلب كرد و اين امر سبب شد تا پايان دوره رياست جمهوري ريگان در منصب خود در وزارت خارجه بماند و در طول آن دوره و به ويژه پس از آشنايي با شخصيت مهمي همچون "ريچارد پرل" از چهره‌هاي سرشناس نومحافظه‌كاران، رابطه‌اي قوي با اين طيف فكري پيدا كرد.
خليل زاد با استفاده از فرصت طلايي حمله شوروي به افغانستان توانست در خط مقدم نو محافظه‌كاران براي خود جا باز كند؛ وي نقش مهمي در بسيج قبايل افغاني براي رويارويي با شوروي ايفا كرد و از طراحان اصلي ائتلاف سري آمريكا با جنبش‌هاي اسلامي به منظور فراخواني و مسلح كردن داوطلبان براي جهاد برضد شوروي در افغانستان بود.

خليل‌زاد كه پيش بيني كرده بود بي‌توجهي آمريكا به افغانستان پس از خروج نيروهاي شوروي به جنگ داخلي در اين كشور خواهد انجاميد باعث شد كه پل ولفوويتز در دوره اول رياست جمهوري بوش و تصدي مقام دوم پنتاگون از دور انديشي وي در زمينه افغانستان تمجيد كند.
پل ولفوويتز گفت آنچه خليل زاد سال 1989 نسبت به آن هشدار داد پس از 12 سال به طور كامل تحقق يافت و پيش‌بيني‌هاي وي در مورد جنگ داخلي در افغانستان و تهديد تمام منطه از سوي جنبش هاي اسلامي در مدت زمان كوتاهي عملي شد .
خليل زاد همچنين در سال 1988 طي يادداشتي به "جورج شولتز" دبيركل وقت آمريكا، نسبت به خطر تهديد نظامي صدام حسين هشدار داد و آمريكا را به عدم حمايت از عراق دعوت و خواستار نزديكي تدريجي اين كشور با ايران شد.
وي در يادداشت خود تا آنجا پيش رفت كه براي سرنگوني نظام صدام حسين خواستار مسلح كردن مخالفان عراقي شد اما شولتز نتوانست باور كند اما پس از گذر دو سال و با حمله صدام حسين به كويت پيش بيني‌هاي خليل‌زاد محقق شد.
زلمي خليل زاد به رغم موضع نومحافظه‌كاران به موضع خود در قبال ايران پايبند ماند و در آغاز دهه نود كتابي با عنوان " ايران انقلابي " منتشر كرد كه در اين كتاب آمريكا را به اتخاذ سياستي پراگماتيك در قبال ايران دعوت كرده است. خليل زاد اين كتاب را به كمك همسر اتريشي خود "شيريل بينارد" نوشت .
خليل زاد در پايان دوره دوم رياست جمهوري ريگان در سال 1989 به مدت دو سال كار تدريس در رشته علوم سياسي را در دانشگاه كاليفرنياي سانتاياگو از سر گرفت و در اواخر سال 1991 در دوره رياست جمهوري بوش پدر براي مدت كوتاهي به سمت مشاور ويژه بخش برنامه ريزي سياسي وابسته به وزارت دفاع كه ديك چني معاون رئيس جمهور فعلي رياست آنرا به عهده داشت، منصوب شد.
به رغم اينكه خليل‌زاد بيشتر از يك سال در اين سمت باقي نماند اما چني آنقدر شيفته وي شد كه در جشني كه براي خداحافظي زلمي ترتيب داده بود مدال خدمت ممتاز وزارت دفاع را به او اعطا كرد؛ خليل زاد به در خواست خود سال 1993 وزارت دفاع را ترك كرده و به موسسه (رند) كه يكي از بزرگ‌ترين موسسات تحقيقاتي و برنامه ريزي استراتژيك آمريكايي در زمينه نظامي است، ملحق شد.
وي در اين موسسه مركز مطالعات خاورميانه را تاسيس كرد و در طول دو دوره رياست جمهوري "بيل كلينتون" به واسطه نشر مطالعات خود در موسسه رند و پس از ترك اين موسسه و حضور در شركت نفتي يونوكال، نقش مهمي در انتقاد از سياست آمريكا در قبال افغانستان را بر عهده داشت.
در اوايل ظهور طالبان و گسترش حاكميت آنها بر افغانستان اوايل 1996 خليل زاد به دليل حمايت غير مستقيم دولت كلينتون از طالبان ، به واسطه حمايت اطلاعات پاكستان ازاين گروه، از سياست‌هايي اين دولت دموكرات انتقاد كرد و آن را خطاي فاحش استراتژيك ناميد.
گرچه خليل‌زاد در اوايل با ظهور طالبان مخالف بود اما پس از بسط سيطره اين گروه بر تمام افغانستان و تثبيت وجود آنها وي سياستي پراگماتيك در قبالشان اتخاذ كرد و در بهار سال 1997، اولين ديدار مسئولان جنبش طالبان با مسئولان آمريكايي شركت نفتي يونوكال كه در آن زمان خود مشاور استراتژيك آن بود را در واشنگتن ترتيب داد تا نظر طالبان را براي عبور انتقال نفت درياي خزر و گاز تركمنستان به بندر كراچي پاكستان از طريق افغانستان كه حدود 100 ميليون دلار نيز هزينه شده بود،جلب كند.
براي حل وفصل اين مشكل شركت يونوكال از خليل زاد و مشاور افغاني ديگري به نام حامد كرزي كمك خواست و در اين ديدار هيات طالبان درازاي عبور لوله‌هاي نفت و گاز از خاك افغانستان به رسميت شناختن طالبان از سوي آمريكا را خواستار شدند كه
خليل‌زاد در خطاب به هيات طالبان گفت: " در مقابل شما دو گزينه وجود دارد يا اينكه با عبور لوله هاي نفت وگاز موافقت مي‌كنيد كه در اين صورت افغانستان را به دشتي پر از طلا تبديل خواهيم كرد و يا اينكه مخالفت كنيد كه در آن صورت آنرا دشتي پر از بمب خواهيم ساخت ".
خليل زاد قبل از به حكومت رسيدن نومحافظه‌كاران در دوره رياست جمهوري بوش پسر اوايل2001 استراتژي سرنگوني طالبان را در پيش گرفت . پس از حملات موشكي آمريكا به پايگاه‌هاي القاعده در افغانستان در پي انفجار‌هاي تروريستي در سفارتخانه‌هاي اين كشور در نايروبي و دارالسلام اگوست 1998 خليل زاد از سياست هاي كلينتون در برخورد با القاعده انتقاد كرد.
خليل‌زاد تنها راه برخورد با اين خطر را سرنگوني طالبان مي‌دانست و اوايل سال 2001 كمي پيش ازروي كار آمدن دولت بوش تحقيقي كامل كه شامل طرحي براي خارج ساختن افغانستان از قبضه طالبان بود در مجله "واشنگتن كوارترلي" منتشر كرد.

با فرارسيدن دوره اول رياست جمهوري بوش پسر در اواخر ژانويه 2001 خليل زاد، مجددا در شمار تصميم گيرندگان سياسي درآمد و ضمن اينكه جزو كادر دونالد رامسفلد در وزارت دفاع محسوب مي‌شد به عنوان مشاور ويژه پل ولفوويتز مشغول به كار شد.
چهار ماه قبل از حمله هاي تروريستي 11 سپتامبر 23 مه 2001 كاندوليزا رايس مشاور امنيت ملي كاخ سفيد زلمي را به عنوان مسئول امور جنوب غرب آسيا و خليج فارس و شمال آفريقا منصوب كرد و پس ازحملات 11 سپتامبر نيز به سمت مشاور و نماينده ويژه بوش در امور افغانستان منصوب شد؛ خليل‌زاد مهمترين مقام آمريكايي در جنگ اين كشور عليه طالبان و القاعده تبديل و سكاندار استراتژي هاي نظامي و سياسي آمريكا در افغانستان را به عهده گرفت.
بعد از سقوط طالبان، پس از آنكه ظاهر شاه پادشاه پير افغانستان در كنفرانس گروههاي افغاني در "بن" به دليل كهولت سن از پذيرش قدرت امتناع كرد، ايالات متحده به خليل‌زاد اختيار تام داد كه به عنوان نمايند ويژه بوش، شخصي را براي رياست دولت انتقالي پيشنهاد دهد كه اين امر در نهايت به انتصاب حامد كرزاي همكار سابق زلماي در شركت نفتي يونوكال، به عنوان رئيس جمهور مردم افغانستان منجر شد.
خليل زاد در سپتامبر 2003 به عنوان سفير آمريكا در عراق منصوب شد و بدين ترتيب حكومت ميان او و همكار سابقش در يونوكال تقسيم شد.

گفته مي شود خليل‌زاد افغاني 55 ساله، نقش مهمي در سياست خارجي جورج بوش رييس‌جمهوري آمريكا در كمك به ساختار تشكيل دولت افغانستان ايفا كرده است و به همين دليل بود كه پس از كسب اين موفقيت سناي آمريكا در 28 خرداد 84 به انتخاب زلمي خليل زاد به عنوان سفير واشنگتن درعراق راي اعتماد داد.
در جلسه شنود كميسيون روابط خارجي كنگره آمريكا براي اعطاي راي اعتماد به خليل‌زاد، يك طرح هفت بندي براي همكاري با عراقي‌ها جهت شكست افراد مسلح در عراق ارايه شد؛ اعضاي اين كميسيون فعاليت و تلاش هاي زلمي را در افغانستان ستودند و نسبت به توانايي وي براي غلبه بر چالش هاي دشوار فرا روي آمريكا در عراق ابراز اطمينان كردند

|+| نوشته شده توسط غریبه ای آشنا در  |
 

 میلاد خجسته ی پیشوای یازدهم شیعیان

 امام حسن عسکری

بر تمام دوستداران اهل بیت مبارک باد.

منم سرگشته ی حیرانت ای دوست

کنم یکباره جان قربانت ای دوست

دلی دارم در آتش خانه کرده

میان شعله ها کاشانه کرده

ز شوق وصل کویت وجودم را زغم ویرانه کرده

 

|+| نوشته شده توسط غریبه ای آشنا در  |
 اطلاعیه مدیر وبلاگ در مورد دراویش گنابادی و حوادث قم

بسم رب الغفور

اطلاعیه مدیر وبلاگ در امور مرتبط به دراویش گنابادی و حوادث اسفناک در قم المقدسه

خدای را سپاس گذارم تا توفیق مجدد مرحمت نمود تا در نوشتار خود تجدیدنظر و بازنگری نمایم.

اقتدا میکنم به مولایمان علی علیه السلام و پیروی میکنم از دستورات حق تعالی.

در ابتدا از تمامی عزیزان دراویش گنابادی پوزش می طلبم که نتوانستم اصل مطلب و حق مطلب را در مورد ایشان ادا کنم. خدا گواه است که در مضیقه ی زمانی و بسیاری از مشکلاتی که ... بودم و نتوانستم که در مورد ایشان سخن به حق برانم. ان شاءالله اگرخداوند توفیق دهد نظر شخصی خود را که در طی تحقیقاتی که از منابع بسیار معتبر میباشد  به سمع و نظر دوستان میرسانم .

امیدوارم که خدای عز وجل ما را مورد عفو خود قرار دهد و

از کلیه دراویش محترم و عزیز گنابادی شرمسارم و طلب پوزش میکنم.

با ذکر این مطلب که هر دو طرف درگیر در ماجرای اندوهبار قم دارای اشتباهاتی بودند که سهم  اصحاب... که باعث تشدید ماجرا و اجحاف در حق دراویش گردید بسی بیشتر است.

باشد که خداوند ما را توفیق تمییز حق از باطل دهد.

والسلام علیکم و حمه الله و برکاه

سید محمد کاظم حسینی بهسودی.

اول دیماه ۱۳۸۶ مصادف  با ۱۱ ذی الحجه  

|+| نوشته شده توسط غریبه ای آشنا در  |
 
 

با تو به از آنم که با خلق جهانم

یادمان باشد اگر خاطرمان تنها شد طلب عشق ز هر بی سرو پایی نکنیم

عشق راتعریف کنید؟

از کودکی پرسیدم گفت: بازی

از جوانی پرسیدم گفت: ثروت و مقام

از پیری پرسیدم گفت:عمر

از عاشقی پرسیدم آهی کشید و سخت گریست

۱- عشق غرق شدن در دریاست اما دوست داشتن شنا کردن در این دریا.

۲- عشق در غالب دل ها ، در شکل های و رنگهای تقریبا“ مشابهی متجلی می شود و دارای صفات و حالات و مظاهر مشترکی است ، اما دوست داشتن در هر روحی جلوه ای خاص خویش دارد و از روح رنگ می گیرد و چون روح ها “ بر خلاف غریزه ها “  هر کدام رنگی و ارتفاعی و بعدی و طعم و عطری ویژه خویش را دارد و از روح رنگ می گیرد می توان گفت : که به شماره هر روحی ، دوست داشتنی هست . عشق با شناسنامه بی ارتباط نیست و گذر فصل ها و عبور سال ها بر آن اثر می گذارد ، اما دوست داشتن در ورای سن و زمان و مزاج زندگی می کند و بر آشیانه بلندش  روز و روزگار را دستی نیست .

۳- تاثیر یه نگاه به قلب همین

۴- عشق مثل ساعت شنی میمونه.هم زمان که قلبتو پر می کنه مغزتو خالی میکنه .

۵- نه این بوسه برما شفا شد به عشق
                                                     نه دردی ز دردی دوا شد به عشق

۶- افراط در دوستی

۷- عشق چیزی نیست که بشه تعریفش کرد باید اون و حس کرد

کدومشو قبول داری؟

اصلا حقیقت عشق چیه ؟

چرا میگند عشق؟ چرا یک کلمه دیگه بکار نبردند ؟ 

|+| نوشته شده توسط غریبه ای آشنا در  |
 
 

با تو به از آنم که با خلق جهانم

یادمان باشد اگر خاطرمان تنها شد طلب عشق ز هر بی سرو پایی نکنیم

عشق راتعریف کنید؟

۱- عشق غرق شدن در دریاست اما دوست داشتن شنا کردن در این دریا.

۲- عشق در غالب دل ها ، در شکل های و رنگهای تقریبا“ مشابهی متجلی می شود و دارای صفات و حالات و مظاهر مشترکی است ، اما دوست داشتن در هر روحی جلوه ای خاص خویش دارد و از روح رنگ می گیرد و چون روح ها “ بر خلاف غریزه ها “  هر کدام رنگی و ارتفاعی و بعدی و طعم و عطری ویژه خویش را دارد و از روح رنگ می گیرد می توان گفت : که به شماره هر روحی ، دوست داشتنی هست . عشق با شناسنامه بی ارتباط نیست و گذر فصل ها و عبور سال ها بر آن اثر می گذارد ، اما دوست داشتن در ورای سن و زمان و مزاج زندگی می کند و بر آشیانه بلندش  روز و روزگار را دستی نیست .

۳- تاثیر یه نگاه به قلب همین

۴- عشق مثل ساعت شنی میمونه.هم زمان که قلبتو پر می کنه مغزتو خالی میکنه .

۵- نه این بوسه برما شفا شد به عشق
                                                     نه دردی ز دردی دوا شد به عشق

۶- افراط در دوستی

۷- عشق چیزی نیست که بشه تعریفش کرد باید اون و حس کرد

کدومشو قبول داری؟

اصلا حقیقت عشق چیه ؟

چرا میگند عشق؟ چرا یک کلمه دیگه بکار نبردند ؟ 

|+| نوشته شده توسط غریبه ای آشنا در  |
 
 

|+| نوشته شده توسط غریبه ای آشنا در  |
 
|+| نوشته شده توسط غریبه ای آشنا در  |
 بازی
یک بازی توپ توپ برای تمام سنین 

همین جاکلیک کنید............

|+| نوشته شده توسط غریبه ای آشنا در  |
 

 

|+| نوشته شده توسط غریبه ای آشنا در  |
 
برای شنیدن موزیک وبلاگ  بر روی  سطر زیر کلیک کنید

موزیک وبلاگ ( میمیرم برات) 

توصیه  میکنم  گوش کنید عمرا لنگشو پیدا کنید

راستی نظرتون درمورد موزیک یادتون نره

هميشه عادت داشتم وقتي گريه مي كردي دستمو به سرت بكشم و تو هم گريه ها تو تمام بكني و بهم بگي چقدر خوبي و باز هم واسم، مي خنديدي،ولي اينبار واسه كسي گريه مي كني كه گريه هاتو دوست نداشت و موقع گريه دست به سرت ميكشيد ولي ديگه نيستم كه بگه جان من گريه نكن و تو هم گريه نكني حالا من اينجا دارم واسه تو گريه مي كنم كه واسه هميشه تنها موندي..!


 

ولي اگرخواستی یه همدم پيدا بكني بگرد و يكي رو پيدا بكن كه گريه هاتو دوست داشته باشه چون اگر اون هم رفت مثل من عذاب نكشه و خودشو سر زنش نكنه كه چرا اشك تو مهربونو در آورده و بلعكس با خودش بگه چقدر زيباست اشك عشق..!

|+| نوشته شده توسط غریبه ای آشنا در  |
 سال پیامبر اعظم بر همگان مبارکباد
 

 

سال ۱۳۸۵ سال پیامبر خاتم حضرت محمد صلی الله علیه واله وسلم بر همگان مبارک باد

 

|+| نوشته شده توسط غریبه ای آشنا در  |
 فهرست موضوعی وبلاگ

 

 

سلام دوستان گل

خوش آمدید

امیدوارم اوقات خوشی را داشته باشید

تنها با یک کلیک بر روی  سطرها  می توانید به موضوعات مورد علاقه خود دسترسی پیدا کنید

منتظر انتقادات و پیشنهادات شما عزیزان در قسمت نظر خواهی  هستم

یا علی مدد التماس دعا

مدیر وبلاگ گریه سهم دل تنگه

 

 

 

 

 

 

اتاق چت وبلاگ گریه سهم دل تنگه 

فهرست موضوعی وبلاگ  

مذهب - عرفان - مناجات  

موضع صوفیان و مخالفان تصوف در مورد حوادث قم ******

حدیث و روایات   

دست نوشته های من 

آموخته ها ( جملات کوتاه و آموزنده   

سیاسی - اجتماعی   

فرهنگی - اجتماعی 

 

ورزشی 

 

آیا میدانید ؟؟؟ 

 

طنز - فکاهی ( خنده - گریه ) 

 

 کلیپ های به یاد ماندنی اگر کلیک نکنی پشیومن میشی   

 

 

برای اطلاع رسانی بیشتر عضو خبرنامه شوید  

یا علی مدد

التماس دعا

Image hosting by TinyPic Image hosting by TinyPic

star_in_blusky@yahoo.com

 

|+| نوشته شده توسط غریبه ای آشنا در  |
 
 

ACDSee 7.0 GIF Image

اگر کسی را دوست داری مواظب باش به راحتی  او را ار دست ندهی شاید نتوانی کسی را دیگر مثل او دوست بداری

 

اگر کسی تو را دوست دارد  مراقب باش بی تفاوت از کنارش عبور نکنی شاید دیگر هیچ کس نتواند مثل او  تو را دوست داشته باشد 

دوستت دارم با سه نقطه

یکی داشت و یکی نداشت ! اونی که داشت تو بودی و اونی که تو رو نداشت من بودم !

یکی خواست و یکی نخواست ! اونی که خواست و اونی که جدایی رو نخواست من !

یکی بود پس کی نبود !

یکی بود و یکی نبود . اونی که بود تو بودی و اونی که نبود من بودم !

یکی آورد و یکی نیاورد ! اونی که آورد تو بودی و اونی که جز تو به هیچ کس ایمان نیاورد من بودم !

یکی برد و یکی نبرد ! اونی که برد تو بودی و اونی که به تو باخت من بودم !

یکی گفت و یکی نگفت اونی که گفت تو بودی اونی که دوست دارم رو به هیچکس جز تو نگفت من بودم

یکی ماند و یکی نماند ! اونی که ماند تو بودی و و اونی که بدون تو نمی تونست که بمونه من بودم !

یکی رفت و یکی نرفت ! اونی که رفت تو بودی ! و اونی که بخاطر تو توی قلب هیچکس نرفت من بودم !

یکی داشت و یکی نداشت ! اونی که داشت تو بودی و اونی که تو رو نداشت من بودم !

یکی خواست و یکی نخواست ! اونی که خواست و اونی که جدایی رو نخواست من !

یکی بود پس کی نبود !

یکی بود و یکی نبود . اونی که بود تو بودی و اونی که نبود من بودم !

یکی آورد و یکی نیاورد ! اونی که آورد تو بودی و اونی که جز تو به هیچ کس ایمان نیاورد من بودم !

یکی برد و یکی نبرد ! اونی که برد تو بودی و اونی که به تو باخت من بودم !

یکی گفت و یکی نگفت اونی که گفت تو بودی اونی که دوست دارم رو به هیچکس جز تو نگفت من بودم

یکی ماند و یکی نماند ! اونی که ماند تو بودی و و اونی که بدون تو نمی تونست که بمونه من بودم !

یکی رفت و یکی نرفت ! اونی که رفت تو بودی ! و اونی که بخاطر تو توی قلب هیچکس نرفت من بودم !

یکی داشت و یکی نداشت ! اونی که داشت تو بودی و اونی که تو رو نداشت من بودم !

یکی خواست و یکی نخواست ! اونی که خواست و اونی که جدایی رو نخواست من !

یکی بود پس کی نبود !

یکی بود و یکی نبود . اونی که بود تو بودی و اونی که نبود من بودم !

یکی آورد و یکی نیاورد ! اونی که آورد تو بودی و اونی که جز تو به هیچ کس ایمان نیاورد من بودم !

یکی برد و یکی نبرد ! اونی که برد تو بودی و اونی که به تو باخت من بودم !

یکی گفت و یکی نگفت اونی که گفت تو بودی اونی که دوست دارم رو به هیچکس جز تو نگفت من بودم

یکی ماند و یکی نماند ! اونی که ماند تو بودی و و اونی که بدون تو نمی تونست که بمونه من بودم !

یکی رفت و یکی نرفت ! اونی که رفت تو بودی ! و اونی که بخاطر تو توی قلب هیچکس نرفت من بودم !

تقیدیم به تو

 

|+| نوشته شده توسط غریبه ای آشنا در  |
 یه فرشته دیگه به فرشته های زمینی اضافه شد
 

 

 تازه گیها شنیدم یکی از دوستام که مثل خواهر می مونه عمه شده

آبجی خانم مبارک باشه 

 فکر کنم اسمشم علی باشه

ای علی بن الرضا  خوش اومدی ولی مواظب خودت توی این دنیای بی در و پیکر باش که فرشته ها رو شکار میکنند

قدم نورسیده مبارک

واینم هدیه ما به خانواده محترم علی کوچولو

یه  سایت پر از آهنگ

همین جا کلیک کن

 

|+| نوشته شده توسط غریبه ای آشنا در  |
 فراموش کرده بودم که چه گفته بود !!!
 

 

از هر کس به اندازه ی توانائیش

و به هر کسی به اندازه نیازش   

 

 

وقتی میتوانی ببینی ، نگاه کن 

                     و

وقتی که می توانی نگاه کنی رعایت کن

 

این همان کلامی بود که پدرم بارها برای من تکرار میکرد و من آن را درک نمیکردم  و خدا میداند چندین سخن این چنینی را از یاد بردم و وای بر من اگر این چنین باشد خداوندا به تو پناه میبرم که غرق در گناهم و جهل

|+| نوشته شده توسط غریبه ای آشنا در  |
 
سلامی دوباره

 ضمن عرض خسته نباشید به کلیه بازدیدکنندگان و آرزوی توفیق و سلامتی برای یکایک شما عزیزان باید به عرض برسانم که در صورتی که اطلاعاتی و شناختی از  تصوف دارید در اختیار بنده بگذارید تا دراین پست قرار دهم و بدلیل بی احترامی از جانب بعضی از دوستان مهربان پست نظر خواهی را حذف نموده ام و هر گونه انتقاد یا پیشنهادی دارید  از طریق  پست الکترونیک ( ایمیل )  با ما در ارتباط باشید.

به امید ظهور فرج مولانا صاحب الزمان

و عاقبت به خیری همه شما و این بنده حقیر

star_in_blusky@ yahoo.com

|+| نوشته شده توسط غریبه ای آشنا در  |
 درگیری خونین دروایش نعمت اللهی با مردم و نیروی انتظامی در شهر مقدس قم
 

تا به حال چنین جوی را  از نزدیک مشاهده نکرده بودم درگیری تن به تن مردم با یکدگر و صدای های زجه و فریاد وخونریزی و ..

برای منی که در قم زندگی میکنم بسیار  غم انگیز بود  و هیچ وقت فراموش نخواهم کرد  که چه دیدم و چه کشیدم...

از کتک خوردنش بگذریم و دردی که در دل و چشم وسر همه اعضاء حس می کنم اما هیچ دردی بیشتر از غصه بچه هایی کوچکی که زیرپا شدند سوزناکتر نیست مگر گناه آن بچه ها چه بود جز اینکه می خواستند دست در دست پدر و مادر خویش به پارک شهدا بروند و یا در خیابان قدم بزنند  و کتاب داستانی از پاساژ قدس بخرند و....

 اما مشروح خبر با تو جه به شرایط زمانی:

یک شنبه ۲۳ بهمن

حسینیه دروایش نعمت اللهی گنابادی توسط گروهی ناشناس و بازپس گیری این مکان توسط دراویش از صبح امروز پرسنل نیروی انتظامی با مسدود نمودن مسیر منتهی به این حسینیه مانع از ورود دراویش به حسینیه مذکور شدند.

در پی این اقدام برخی از دراویش که در محل حسینیه حضور داشتند از خروج خودداری نمودند و از ساعاتی پیش جمعی دیگر از آنها نیز با شنیدن خبر به سوی حسینیه آمدند که با ممانعت نیروی انتظامی از ورود انان در خیابان ارم تجمع نموده اند و این تجمع باعث بوجود آمدن ترافیک در این خیابان شده است. گزارشها حاکی است که در پی افزوده شدن بر تعداد دروایش معترض در محل آقای رودکی نایب رئیس کمیسیون امنیت ملی مجلس در تماسی با وزیر کشور خواستار حل موضوع شده و با ارجاع این مساله از سوی وزارت کشور به استانداری هم اکنون نمایندگان دروایش در محل استانداری مشغول مذاکره با استاندار و سایر مسوولین محلی هستند.

اما خبر دیگر حاکی از آن است که توسط دولت و شورای تأمین این حسینیه پلمب شده بوده که توسط دروایش این پلمیب شکسته شده و به محل تحصن این فرقه تبدیل شده بوده است.

 

سه شنبه ۲۵ بهمن

تلاش مقامات قم برای بستن حسينيه دراويش نعمت‌‏اللهی گنابادی در اين شهر به درگيری و ناآرامی انجاميد.
• فرمانده نیروی انتظامی قم: 500 نفر از دراویش بازداشت شده اند

در خبری دیگر آمده است تعداد دستگیر شده گان به ۱۰۰۰ تن میرسد که من هم با توجه به اینکه در مجل حضور داشتم این خبر را اقوی تر میدانم  البته با توجه به تعداد اتوبوسها و مینی بوسهایی که پر از درویش بازداشت شده پر بود و تعدادشان بیسیار زیاد بود.


• استاندار قم در يك كنفرانس مطبوعاتي اعلام كرد: در ناآرامي كه دوشنبه شب در اين شهر رخ داد، يك هزار نفر دستگير شدند .
• مقاومت چندين روزه دراويش نعمت الهي در مقابل تعطيلي حسينيه مربوط به انها ،که دیروز دوشنبه با تشديد تحريكات گروههاي  ملقب به حزب الله و از سوی بعضی ها رادیکالی !!! " كه شعار مرگ برصوفيه "می دادند ، به خشونت كشيده شد منجر به تخریب حسینیه شد .
• شاهدان عینی که امروز ازمقابل حسینیه یادشده عبورکردند اثری از حسینیه نوساز دراویش نیافتند .
• يکی از مراجع قم تهديد کرده بود که اگر دولت برای بستن حسينيه اقدام نکند ما خودمان اقدام خواهيم کرد.
• آيت الله بهجت و آيت الله ملائکه به دليل موقوفه بودن زمين حسينيه مخالف تصرف و تخليه آن بوده اند.

دراويش اين سلسله با اجتماع در کوچه منتهی به حسينيه و نيز بام ساختمان در مقابل بسته شدن اين مکان اعتراض و مقاومت می کردند.
مصطفی آزمايش نماينده اين سلسله در خارج از ايران به بی بی سی گفت احمد شريعت از مشايخ اين سلسله و متولی حسينيه در شهر قم در زمين موروثی خود حسينيه ای ساخته بود اما با اتمام ساخت آن شورای تامين استان خواستار بسته شدن آن شد و گفت در اين محل اجازه اجتماع نمی دهد.
شورای تامين استان اجازه داده بوده است تا اين حسينيه که سه سال و نيم پيش ساخته شده اما تا کنون استفاده نشده بود امسال تا پايان دهه عاشورا فعاليت کند ولی ضرب الاجل آن برای تخليه محل تا ساعت 3 روز دوشنبه بود.
آقای آزمايش گفت چند صد نفر از دراويش اين سلسله از ترک و کرد و لر و بلوچ و ترکمن برای حمايت از دوستان خود و اعتراض به دستور شورای تامين به قم رفتند تا مانع از بسته شدن حسينيه شوند.
آنها در خيابان ارم و صفائيه و معلم مستقر شدند و از آنجا که از قطب خود دستور داشتند به خشونت دست نزنند به مردم وماموران گل و شيرينی می دادند.
در مقابل، گروهی از مخالفان اين سلسله تحت نام يک هيات مذهبی اقدام به تحريک نسبت به درويشان می کردند. افراد اين هيات به گفته آقای آزمايش دو هفته پيش در شب عيد غدير با شکستن قفل وارد حسينيه شده بودند که روز بعد درويشان آنها را از محل بيرون کردند.
وی گفت يکی از مراجع قم تهديد کرده بود که اگر دولت برای بستن حسينيه اقدام نکند ما خودمان اقدام خواهيم کرد.
اما آقای آزمايش می گويد آيت الله بهجت و آيت الله ملائکه به دليل موقوفه بودن زمين حسينيه مخالف تصرف و تخليه آن بوده اند.
فرمانده گروه ضربت ناجا پس از انقضای وقت دستور حمله داد و با پرتاب گاز اشک آور درويشان را با باتوم مورد ضرب و شتم قرار دادند و با اتوبوس هايی که در محل مستقر بود آنها را به نقطه نامعلومی بردند.
در اين ميان زنان وابسته به سلسله نيز که در داخل حسينيه اجتماع کرده بودند با گاز اشک آور به بيرون ريختند و مانند مردان به محلی نامعلوم برده شدند. که بر طبق اماری 250 تن میشوند ولی صحت ان تا کنون از هیچ مرجع معتبری تأیئد نشده است!!!
در حال حاضر شورای تامين استان قم برای بررسی اين موضوع تشکيل جلسه داده است.
به گزارش خبرگزاری ايلنا معاون سياسی وزارت کشور ايران گفته است درگيری ها وقتی شدت گرفت که "يک عده صوفيه در حسينيه شريعت که خودشان ساخته‌‏اند، متحصن شده‌‏اند و امروز يک عده ديگر راه افتاده‌‏اند تا آنها را بيرون کنند و اين مساله وضع را بحرانی‌‏تر کرده است."
اميرحسين مطهر مدير کل امنيتی وزارت کشور نيز به ايلنا گفته است: "ساختمان حسينيه منزل مسکونی بود که چون تغيير کاربری داده بود، درگيری به وجود آمد."
آقای آزمايش می گويد گرچه اين محل قبلا منزل مسکونی بوده اما برای ايجاد حسينيه که سه سال و نيم پيش ساختمان آن به پايان رسيده جواز قانونی کسب شده است.
وی می گويد به دليل اختلاف در تعيين متولی حسينيه تا محرم امسال استفاده نشده بود.
رضا آشتيانی عراقی، نماينده قم در مجلس در روايتی ديگر از ماجرا مدعی است که "عده‌‏ای حسينيه‌‏ای را که متعلق به سازمان اوقاف بوده است، گرفته بودند که اين سازمان قصد بازپس‌‏گيری آن را داشت."
به گزارش سايت خبری بازتاب خيابان‌های ارم، صفائيه و معلم قم بسته شده بود علاوه بر شماری از دراويش عده‌ای از مردم قم نيز در نزديکی حسينيه مربوط به آنان ديده می‌شدند که تعداد آنان به چندهزار نفر می‌رسيد.
بازتاب نوشت: "صوفيان اين فرقه که حدود يکصد نفر می‌شدند، با برپايی نماز جماعت در پياده‌روهای منتهی به اين حسينيه، رفت و آمد وسايل نقليه و مردم را در خيابان ارم و چهارراه شهدا مختل و اين خيابان را مسدود کردند."
"نيروی انتظامی نيز با استقرار يگان ويژه ضربت و قرار دادن ۱۰ دستگاه اتوبوس تلاش کرد تا اين ناآرامی گسترش نيابد. اما در عين حال نزديک به ۵۰۰ نفر از شهروندان قمی که خود را حزب‌الله قم می‌ناميدند، با تجمع در مقابل کوچه شريعت، خواستار برخورد نيروی انتظامی با اين فرقه شده و با تکثير اطلاعيه‌هايی، اعتراض خود را به اين مسئله اعلام داشتند."
فشار بر دراويش در شهر قم سابقه طولانی دارد و به سالهای قبل از انقلاب می رسد. اما در يک سال گذشته با انتشار شماری از کتابهای ضدصوفی در قم که اين سلسله را به ضدشيعی بودن متهم می کند جو سنگين تری عليه آنها شکل گرفته است.
دراويش نعمت اللهی گنابادی پيرو نورعلی تابنده مجذوبعلی شاه هستند که خود در تهران ساکن است.

حدود ساعت 9 شب گذشته (دوشنبه شب) دروايش نعمت اللهي قم دستگير شدند.

ديشب پس از ساعت ها مقاومت، نيروهاي ضد شورش كه اطراف حسينيه را محاصره كرده بودند با دستگيري دراويشي كه از حسينيه و ساكنان آن دفاع مي كردند به داخل حسينيه راه پيدا كردند و حدود 1000 نفر از دراويش داخل حسينيه را در حالي دستگير كردند كه صداي فرياد يا حسين آنها فضا را پر كرده بود.
بنا بر گزارش منابع مختلف حدود 250 زن و بچه در ميان دستگير شدگان بود.

شاهدان حاضر در صحنه گزارش دادند هنگام انتقال دستگيرشدگان از ميان جمعيت، افرادي كه آنها را نجس توصيف مي كردند، به دستگير شدگان حمله كردند.

تا ساعت 2 شب گذشته خيابان هاي منتهي به ارم شلوغ بود و بولدوزرها براي تخريب حسينيه در محل حاضر شدند.

شنيده ها حكايت از آن دارد كه عده اي با شكستن درهاي ساختمان مجاور حسينيه كه در خيابان واقع بود به داخل آن راه پيدا كرده و دست به تخريب زدند. بنا بر اظهارات شاهدان در اين ساختمان دفتر اجاره اي وكيلي قرار داشت كه پرونده هاي موجود در آن به داخل خيابان پرتاب مي شد.

امروز در حالي كه راه هاي منتهي به محل حسينيه بسته بود بولدوزرها مشغول تخريب حسينيه شريعت بودند كه بنا به گفته مطلعين ساختمان مطب دكتر شريعت (پسرعموي شريعت بزرگ و از پزشكان باسابقه قم) و همچنين ساختماني در ابتداي كوچه حسينيه كه آن نيز متعلق به دكتر شريعت بود در حال تخريب شدن بود.

امروز ظهر خيابان هاي اطراف صحنه مشاجره طرفداران تخريب و مخالفان آن بود كه گاه به درگيري هايي نيز مي كشيد.

صبح امروز (سه شنبه) نيز مصاحبه مطبوعاتي استاندار قم راجع به قضاياي تصرف و تخريب حسينيه دراويش برگزارشد كه بنا به گفته همكاران حاضر در اين مصاحبه مطبوعاتي كليه خبرنگاران حاضر با تفكرات سياسي مختلف راجع به قائله دو، سه روز اخير در قم و صدمه ديدن مردم در اين ميان حمله كردند و مخالفت خود را ابراز داشتند كه استاندار به بهانه داشتن جلسه سالن مصاحبه را ترك كرد.

بنا بر اخبار رسيده ظاهرا تعدادي از دراويش در بيمارستان بستري شده اند. و حال بعضي از آنها وخيم است.

ساعاتي پيش خبر رسيد كه ابوالحسن بهرامي دبير ادبيات قم و از نزديكان شريعت بزرگ (مردم قم شريعت يكي از مشايخ سلسله نعمت اللهي را با نام شريعت بزرگ مي شناسند) كه بر اثر جراحات وارده در وقايع شب عيد غدير مدتي را در بيمارستان به سر مي برد جان خود را از دست داده است.


- دیگر هیچ خبری از آن حسیینه نیست زیرا تمام حسیینه به کلی ویران گشت و حتی یک مشت خاک هم از آن پیدا نخواهید کرد و با چه سرعتی فرقه علی اللهی که به عبارت صحیح علی اعلایی را در قم سرکوب کردند.

 در حاشیه:

تمام راهها و کمربندی های منتهی به قم تحت کنترل نیروهای امنیتی می باشد و تمام عبور و مرورها به دقت کنترل می شود و عده ای زیادی از علی اللهی نتوانستند وارد قم شوند الحمدالله..

از اتعداد زخمی ها و کشته شده گان آمار درست و دقیقی ارائه نشده است.

درشب حادثه برق منطقه مذکور به کلی قطع شده بود و جالبتر اینکه موبایل ها دز  آن منطقه کار نمی کردند!!!

مسئول کلانتری خیابان ارم مورد ضرب وشتم شدیدی قرار گرفته است.

 در میان دستگیری شده گان حدود ۲۵۰ نفر زن و بچه به چشم می خورد

یک مقام امنیتی قم اعلام کرد بیش از ۲۰۰ زخمی و ۱۰۰۰ نفر دستگیر شده حاصل این درگیری بوده است.

شناخت این فرقه :

این فرقه که در اصل علی اعلایی  به معنای علی بلندمرتبه است میباشد به اشتباه علی اللهی معروف شده  است  در قرن اول هجری پای گرفت و در حدود ۵ میلیون پیرو دارد که دارای اعتقادات خاصی می باشد مثلا علی اعلایی ها   به معاد  اعتقاد ندارند و به غیر از حضرت علی علیه السلام را که  جلوه خداوند میدانند  همچنین ختم نبوت را نیز نمی پذیرند .

در آئین این مسلک نمازی که به صورت فرادی خوانده شود باطل است  و در جمانه که همان جمع خانه هست  بیشتر عبادت خود را انجام میدهند و در هر جمانه ای کمتر از ۳ نفر نیست و  در هنگام ورود با ذکر یا علی وارد میشوند 

رسومی مانند سر سپردن  که همان جوز شکستن است و قربانی کردن در طول هفته؛ ماه، سال آن هم حیوان نری مانند گوسفندو  بز و ...  دربین آنها واج دارد

از نشانه های آنان شارب می باشد یعنی  معتقدند  حضرت علی علیه السلام سبیلهای خود را کوتاه نمیکردند به همین دلیل پیروان این فرقه دارای سبیلهایی هستند که تا روی لبهای آنهاست و تراشیدن و یا کوتاه کردن آن را گناه میشمارند.

از دیگر اعتقادات این فرقه عدم اعتقاد به تناسخ است یعنی پرواز روح از قالبی به قالب دیگر را  مردود میدانند در این باره آنان معتقد به هفت جلوه پیاپیند و می‏گویند هر بار خداوند حق تعالی با چندتن از فرشتگان مقرب خدا، به صورت اتحاد در بدنهای خاکی «حلول‏» می‏نماید، این «حلول‏» به منزله لباس پوشیدن و کندن است، که آن را به فارسی جامه و به ترکی(؟) «دون‏» گویند و همانست که در فلسفه برهمایی هندوئی «کارما» آمده است.

چنان که در کتاب «سرانجام‏» آمده است، «خداوند در ازل درون دری می‏زیست، و سپس برای نخستین بار تجسم یافت، و به صورت شخصی به نام خاوندگار یا کردگار جهان مجسم شد، و بار دوم به صورت علی ظاهر گشت.» در کتب مذهبی ایشان آمده است که "از رنج مرگ نهراسید، و باکی از مرگ نیست، زیرا مرگ آدمی، شبیه به پنهان شدن مرغابی زیر آب است". یعنی در جایی پنهان می‏شود، و در جای دیگر سر بر می‏دارد. منظور از این «تناسخ‏» و جای به جای شدن، و از بدنی به بدن دیگر رفتن، پاک شدن آدمی از گناهان است.

هرگاه خدا به صورت بشر برجسته‏ای ظاهر شود، چهار یا پنج فرشته که آنها را "چهار ملک" گویند، در ابدان دیگران تجسم می‏پذیرد، همانطور که خداوند در هفت صورت تجلی می‏کند، فرشتگان نیز در هفت صورت تجلی نمایند، چنان که در کتاب عهد سلطان سهاک فرشته‏ای به صورت سلمان، و در عهد خاوندگار فرشته‏ای به صورت بنیامین در آمد. در کتاب «سرانجام‏» آمده است که "فرشتگان صادر از خداوند هستند، نخستین ایشان از زیر بغل خاوندگار پیدا شد، دومین آنها از دهان او، سومین آنها از نفسش، چهارمین از عروقش، پنجمین از نورش."

در کتاب دیگری آمده است که بنیامین از عرق خاوندگار پیدا شد و آن رمز تواضع و فروتنی است، و داوود از نفس او و وی رمز رحمت و فریادرسی است، و موسی از سبلتان او، و وی رمز رحمت است، و رزبار از نبض او، و وی رمز احسان و نیکی است.

اهل حق درباره علی می‏گویند، که او تجلی ذات خداست، و وی را «مظهر» تمام و کمال خدا می‏دانند، و اوست که در هر دوره و عصری ظهور کرده، و در جسم پاکان و مقدسان از اهل حق تجلی می‏کند. علی اصول مذهب حق را به سلمان، و به عده‏ای از یاران نزدیک خود آموخت. در دعای سفره، خطاب به علی می‌گویند: «یا علی ایو الله، الحمد لله رب العالمین، سفره سلطان کرم، خاندان کرم، نور نبی، شکسته، بسته جان مدعی، بر ما حلال بر صاحبانش خیر و برکت‏».

اینگونه برداشت میشود که این فرقه تلفیقی از ادیان مانوی، بودایی باشد زیرا ایرانیاندر نتیجه‌ مقاومت  با اعراب و در راستای مقابله‌ با آن و نیز حفظ سنن باستانی خود به‌ تغییراتی را نموده‌ است که‌ منجر به‌ شباهت‌هایی میان آن و اسلام شده‌ است..

در این فرقه عبادت کردن همراه با ساز میباشد و ترانه سرایی و گاهی چنام در عبادت از خود بی خود می شوند که حتی در آتش گداخته هیچ آسیبی نمی بینند و همواره در مدح حضر ت علی شعر می خوانند و  جایگاهی خدایانه به حضرت میدهند.

 

بیشتر پیروان این فرقه از اقوام کرد ولر و ترک می باشد و در میان فارسی زبانان به ندرت یافت میشود اما خاستگاه این فرقه  در ایران، گناباد مشهد می باشد که حتی به دروایش نعمت اللهی گنابادی معروف می باشد

در هر منطقه ای یک شیخ طریقت وجود دارد که دارای مریدان خاص خود می باشد.

این فرقه از نظر علمای شیعه وعلمای سایر ادیان طرد شده می باشد.

در میان این فرقه مسلک دیگری نیز وجود دارد تحت عنوان اهل حق که  تنها در پرستش علی با یکدیگر شباهت دارند و در سایر آداب و رسوم تفاوتهای چشمگیری دارند و در  مسلک اهل حق علی مظهر خدا می باشد نه خود خدا به عبارتی دیگر  مولای تو خدا نیست بلکه مهمان مولای تو خداست.

 

مصاحبه شیرین فرهادی و دکتر اکبر کرمی در مورد این حادثه:

شيرين فاميلي :دراويش نعمت اللهي گنابادي در قم، حسينيه اي را در اختيار دارند به نام حسينيه شريعت كه خانقاه آنها محسوب مي شود. به گفته دكتر اكبر كرمي، نويسنده و فعال حقوق بشر در قم، پير آنها آقاي شريعت هم در آنجا ساكن است. مشكلات دراويش فرقه نعمت اللهي گنابادي از چندي پيش آغاز شد.

دكتر اكبر كرمي: برخي از فقهاي قم با اين استدلال كه اينها بدعت گذاشتند و رفتارشان خارج از هنجارهاي ديني است كه آنها فكر مي كنند، فشار آورده بودند به ارگان هاي سياسي و امنيتي كه اين مركز را تعطيل كنند و بالاخره توانستند راي بگيرند مبني بر پلمب كردن اين حسينيه يا خانقاه. متناسب با اين راي، نيروهاي انتظامي مي آيند اين مركز را پلمب مي كنند و بعد اين دراويش و كساني كه در اين خانقاه مراسم خودشان را به جا مي آوردند، مي آيند پلمب را مي شكنند و مي روند داخل حسينيه و به عنوان اعتراض آنجا تحصن مي كنند. استدلال هاي زيادي هم داشتند، از جمله برخي از اينها جانباز بودند يا شهيد داده بودند و مي گفتند ما در انقلاب سهيم بوديم و افكارمان چيز خاصي نيست كه بخواهيم كتمان كنيم يا اين كه رفتارمان را نوعي بدعت تلقي كنند خطا است، زيرا سالها است در ايران پايگاه دارند.

ش . ف: اما به نظر مي رسد كه فشار فقهاي قم آنگونه كه اكبر كرمي فعال حقوق بشر در قم مي گويد، موثر واقع مي شود و دوشنبه شب ماموران انتظامي به همراه لباس شخصي ها به خانقاه دراويش نعمت اللهي در قم حمله مي كنند.

دكتر اكبر كرمي: بعد از دو سه شب كه درواقع نيروهاي انتظامي و يگان هاي ويژه آمده بودند كه بخواهند حسينيه را تخليه كنند، موفق نشده بودند و ظاهرا ديشب (دوشنبه) تعداد چند دستگاه لباس شخصي مي ريزند داخل آنجا و اينها را به طرز فجيعي كتك مي زنند. بسيار وحشيانه آنها را مي زنند و از خانقاه بيرون مي ريزند. رفتار بسيار غيرانساني با آنها داشتند و بعد همه را سوار اتوبوس مي كنند، از محل مي برند و بلافاصله چند بولدزر آنجا شروع مي كنند به تخريب آن خانقاه و ساختمان را به كلي تخريب مي كنند و خاكبرداري مي كنند و الان هم تمام آن منطقه تحت كنترل است. درواقع مي شود گفت نوعي درگيري و نزاع مذهبي است و به نظر مي رسد يك نوع اقليت مذهبي را به شدت در قم دارند سركوب مي كنند.

ش . ف: پس از حمله ماموران و لباس شخصي ها به خانقاه يا حسينيه شريعت در قم، رضا آشتياني عراقي نماينده قم در مجلس شوراي اسلامي گفت: اين حسينيه متعلق به سازمان اوقاف بوده كه اين سازمان قصد بازپس گيري آن را داشته است. دكتر اكبر كرمي فعال حقوق بشر در قم ضمن رد اين استدلال مي گويد: رفتاري كه با دراويش شده، توجيه پذير نيست.

دكتر اكبر كرمي: بعيد مي دانم، زيرا اينها سابقه بسيار طولاني دارند و سالها است كه اينجا بودند، رفتار و آمد داشتند و پايگاه اجتماعي نسبتا قابل توجهي هم بخصوص در كردستان دارند. كساني هم كه آمده بودند پلمب را شكسته بودند و در خانقاه بست نشسته بودند، از كردستان آمده بودند براي حمايت از پير خودشان آقاي شريعت. به هر حال اگر چنين مساله اي هم بوده باشد، هم موازين حقوقي، هم موازين انساني ايجاب مي كند بسيار مسالمت آميز و انساني با اينها برخورد مي كردند. با اينها متناسب قانون رفتار مي كردند. رفتار غيرانساني با يك اقليت مذهبي به هيچ وجه قابل توجيه نيست. من خودم خيلي دقيق در جريان باورها و عقايد اينها نيستم، ولي حكومت ايران كه به خاطر يك سري مسائل مذهبي گاها جار و جنجال به پا مي كند، به خاطر همين كاريكاتورهاي پيامبر اسلام، اين همه سر و صدا كرد و جوسازي كردند، خودشان نبايد اينطور خشونت مذهبي اعمال كنند و اقليت هاي مذهبي را سركوب كنند.

ش . ف: امروز سه شنبه عباس محتاج استاندار قم در جمع خبرنگاران گفت: در حادثه ناآرامي كه دوشنبه شب در قم رخ داد، هزار نفر دستگير شدند و افزود: در اين حادثه 200 تن مجروح شدند كه 25 نفر در بيمارستان بستري شده اند

کلام آخر:

پیغمبر اسلام فرمود امت من به فرقه های متعددی تک تکه میشوند اما تنها یکی از آنان رستگارمیشود!!!

حال با توجه به این کلام و باقی سخنان حضرت رسول در شأن خداونداحد واحد و حضرت علی  و  مقام شاگردانه  ایشان در پیش پیغمبر اسلام همچنین مطالعه نهج البلاغه و تاریخ  شما حق را به کدام یک می دهید؟؟

همچنین نظر خود را در مورد این حادثه بیان کنید که کدامیک مقصر هستند نیروی انتظامی، مردم حزب الله، دروایش نعمت اللهی ، هر سه  و یا هیچ کدام ؟؟؟؟

چه کسی پاسخگوی مردم عادی میباشد که زخمی و یا خدای نکرده کشته شدند؟؟؟

 عکسهایی از درگیری

قبل از درگیری دراویش  به مردم گل وشیرینی هدیه میدادند

که عدها ی این را همان حربه صفین میدانند

استفاده از گاز اشک آور برای متفرق کردن دروایش و بیرون راندن آنها از خانقاه

ا

 

اجتماع مردم و سردادن شعارهای مرگ بر صوفیه مرگ بر شریعت 

صوفیه حیا کن و نیروی انتظامی کمک کن کمک کن

 

 

نیروهای ضد شورش به پشت بام حسینیه رسیدند

 

 

 

 

عده ای از دراویش در حالی که سوارمینی بوسها شدند محل درگیری را ترک کردند

 

تا پاسی از شب درگیریها ادامه داشت

و بعد از دستگیری دراویش سردادن شعار نیروی انتظامی متشکر متشکر ازسوی مردم حاضردر صحنه

با سلام مجدد خدمت همه بازدید کنندگان به استحضار رسانده میشود مطالب ذیل نظر شخصی نمیباشد چون بنده اطلاع دقیقی از ماجرا ندارم و سعی دارم نظرات مخالف و نظرات موافق را در این پست بگذارم  وقضاوت به عهده خود شما باشد.  و مطلب ذیل سخنان یکی از مخالفین تصوف مبباشد لذا چنانچه کسی از موافقین یا مخالفین میباشد لطفا نظرات خود را ایمیل بزند با درقسمت نظر خواهی قرار دهد تا در معرض دید همگان قرار گیرد. درصورت امکان باسند. 
برنامه های هماهنگ این فرقه با ضد انقلاب و آمادگی آنها برای پوشش این واقعه و دفاع همه جریانهای ضد انقلاب از دراویش و حتی پیام مریم رجوی سرکرده منافقین و فریاد وامحرما و واحسینای ضد انقلابی که تا ۲ هفته پیش در همین شبکه ها به امام حسین جسارت میکردند خیلی جای سوال دارد.

قضاوت با مردم


با سلام.این نظر رو آقا اسحاق دادن.از نوع نوشته هاش معلومه اهل مطالعه است.نظرشون رو مینویسم بعد جواب میدم:

عزیز من خوبه که اول تحقیق کنی که در زمان امامان چه خبر بوده و وضعیت تصوف به چه شکل بوده. بعد بیا این حدیث های جعلی رو بهشون توجه کن. اصلا تو که اهل آدرس دقیق دادن بودی ، حالا آدرس دقیق می دادی تا ما هم اصلشون رو ببینیم. گذشته از این آیا واقعا اویس قرنی رو نمی شناسی؟ یا حسن بصری یا کمیل که از جمله صوفیانی بودند که با حضرت علی و حضرت رسول خاتم ارتباط داشتند ، یا بایزید بسطامی رو نمی شناسی که شاگرد آقا امام جعفر صادق بود؟ البته من نمی خوام اینجوری بحث کنم و مصداق ریز و درشت بیارم که از قواعد سفسطست ولی با هرکس باید به قاعده خودش صحبت کرد.

در مورد آدرس احادیث آخر همین نوشته میارم.اما در مورد حسن بصری همه تاریخ شهادت میدهند از جمله مخالفین سرسخت امیر مومنان بوده تا جایکه برخی از بزرگان صوفیه مثل نور علی تابنده خیلی روی این شخص مانور نمیدهند.من متاسفم که انقدر ما کم مطالعه ایم که میایم از امثال حسن بصری حمایت میکنیم.

اما در مورد کیل واویس قرنی .اینها از بزرگان اصحاب امیر مومنان بوده اند.مقام اویس و کمیل آنقدر بالاست که ما خاک پای اونها هم نمیشیم.اما نه کمیل صوفی بود نه اویس.

این که کمیلیه یا اویسیه خرقه خودشون رو به این ۲ بزرگوار میرسونند اشکالات زیادی دارد.

اویسیه میگویند پیامبر خرقه را توسط عمر به اویس داد.اولا همه فرقه های صوفیه خرقه خودشون رو به امیر مومنان میرسونند و اویسیه به پیامبر انهم به واسطه عمر.

اصلا تصوف از قرن ۲ هجری توسط ابوهاشم کوفی به وجود آمد.امام صادق علیه السلام در مورد سوالی که از ایشان در مورد ابوهاشم شده میفرمایند:انه کان فاسد العقیده جدا و هو الذی ابتدع مذهبا یقال له اتصوف و جعله مفرا لعقیدته الخبیثه

یعنی ابوهاشم کوفی جدا فاسد العقیده است.او همان کسی است که از روی بدعت مذهبی اختراع کرد که به آن تصوف گفته میشود و آنرا قرارگاه عقیده خبیث خود قرار داد.(الاثنی عشریه ص۳۳.حدیقه الشیعه ص۵۶۴سفینه البحار جلد ۲ص۵۷

اما چند روایت دیگر"امام رضا علیه السلام میفرمایند:من ذکر عنده  الصوفیه و لم ینکر هم بلسانه و قلبه فلیس منا و .....یعنی هر کس نزد او از صوفیه سخن به میان آید و با قلب و زبان آنها را انکار نکند از ما نیست

و روایات متعدده دیگر:به کتابهای سفینه البحار.حدیقه اشیعه.اثنی عشریه.بحار .و... مراجعه شود


چند روز است از حمله چماق به دستان درویش نام به مردم قم میگذرد اما همزمان سایتهای دراویش و مخالفین جمهوری اسلامی از انگلیس گرفته تا المان و فرانسه ماجرا را اینگونه جلوه دادند که یک عده درویش بیچاره در قم بودند بدون دلیل نظام انها را زد اماچند نکته جالب:

دراویش کتک خوردند اما نمیدانم چرا مردم قم ۳۰۰ زخمی دادند.حتما ذکرهای دراویش آنها را زخمی کرد

دستگاه پخش برنامه های ماهواره ای برای انعکاس این جریان به خارج در حسینیه شریعت که خودم هم آنرا دیدم حتما توسط نظام تهیه شده بود تا مظلومیت دراویش ۲ چندان شود

قمه ها و چاقوهای دراویش که در یکی ۲ روز آینده عکسهایش را اسکن میکنم حتما برای اظهار ارادت به مردم قم تهیه شده بود

مشعلهای آتش و چماقهای صیقل داده نیز حتما ابزار ذکر دراویش بوده

من متاسفم که عده ای ندیده از دور هر چی بی بی سی و عده ای مزدور میگویند را تکرار میکنند اما قصد نداشتم روشنگری کنم اما در ۲ روز آینده با عکس ثابت میکنم دراویش با قصد درگیری و تجهیزات کامل و کمکهای خارجی آمده بودند بگذریم از وسائل فسادی که در خانقاه بود که همه ما و حتی مسولینی که آنجا بودند را شوکه کرد


بجای اینقدر فحاشی و اهانت و دنبال موید گشتن بروید سخنانی را که از بزرگان خودتان نوشته ام پاسخ دهید.من نظرات وبلاگ را پاک نمیکنم تا مردم بفهمند ثمرات ذکر و درویشی چیست.طهارت قلب اینها آنقدر در خانقاهها و بزمها زیاد شده که از دل به زبانشان جاری شده است.اینکه مرا الاغ خوانده اید شاید درست باشد.چون حیوانات هم ذکر خدا میگویند و من بسیاری از مواقع غافل از اویم.اینکه مرا دشمن صوفیه خوانده اید .من دشمنی شخصی با کسی ندارم اما به دستور اهل بیت بویژه امام هشتم از این نوع تفکر برائت میجویم.اگر انسان منصف باشد و اینهمه روایت صحیح را که برخی از بزرگان صوفیه هم انها را تایید کرده اند اما قصد توجیه آنرا داشته اند بخوانید یقینا متوجه خواهید شد نظر اهل بیت در مورد صوفیه چیست.بدعت در دین چیست و مبدعین چه کسانی هستند.

کمی تعقل و انصاف گاهی انسان را بعد از سالیان درازی از جمود خارج میکند


یکی از گروههای صوفی فعال در ایران فرقه نعمت اللهی گنابادی است.هر چند نعمت اللهی ها خود به چند فرقه مثل کوثریه. شمسیه.حجت علیشاهی.و غیره تقسیم میشوند اما با توجه به سوالات برخی از مردم مبنی بر اینکه اشکالات این فرقه چیست موارد زیر را از بزرگان آنها و آثارشان می اورم.امیدوارم مستدل پاسخ دهند.

۱-اباحه گری.ملا سلطان گنابادی موسس گنابادیه میگوید:اصل و حقیقت روح نماز همین ذکر قلبی است که ما داریم ومن خودم که در خانه هستم نماز نمیخوانم و مسجد هم که میایم برای عوام است.(مقامات العرفاء صفحه ۱۵۲)

۲-بدعت در دین:مساله عشریه که این آقایان اعلام کرده اند و آنرا جایگزین حکم صریح قران در مورد زکات و خمس میدانند.ملا سلطان گنابادی در کتاب نابغه علم و عرفان چاپ تابان ۱۳۳۳صفحه ۲۰۴ میگوید:یک عشر از ارباح مکاسب و زراعات داده شود مغنی زکوه زکوی و از خمس خواهد بود.

چه کسی به ایشان اجازه داده حکم صریح قران را نقض کند و حکمی جدید اختراع نماید.

۳-غسل اسلام:این غسل علاوه بر اینکه بدعت است توهینی به سایر امت اسلامی است که انها را مسلملن نمیداند.سلطان حسین تابنده در رساله رفع شبهات خود صفحه ۲۱ میگوید:مراد از اسلام در این مورد تسلیم امر الهی شدن است که چون شخص تصمیم و عزم دارد خود را نسبت به شریعت مقدس تسلیم و مطیع محض نماید به این نیت غسلی انجام میدهد و اشکالی ندارد.

این یک بدعت آشکار و اهانت به سایر مذاهب اسلامی است چون معنی این کلام اینست که بقیه تسلیم امر خدا نشده اند و حالا باید مسلمان شوند.تازه در کجای آیات و روایات همچین حکمی است.این از غسل تعمید مسیحیت اخذ شده است.


ماجرای روز دوشنبه دراویش نعمت اللهی قم در برخی رسانه ها منعکس شد.اما بنده به عنوان یک ناظر بحثی دارم که باید به آن دقت شود.مهمترین مساله اینست اگر آقایان دراویش به تعطیلی خانقاه خود یا همان حسینیه شریعت اعتراضی داشتند چرا لشگر کشی کرده و از فرقه هایی همچون اهل حق کرمانشاه که علی الهی هستند نیرو آوردند.بنده از ساعات اول ماجرا آنجا بودم.سوال من اینست که چرا علاوه بر برخی از تابعین این فرقه عده ای چماق بدست و اشرار با سابقه از شهرهای کرمانشاه لرستان و غیره با تجهیزات اینجا آمده بودند.این آقایان یک کیسه گاز اشک اور دستی داشتند که خیلی ها از جمله بنده را دچار مشکل کرد.چرا از شب قبل روی پشت بامها آجر برده بودند یا مشعل آتش همراه داشتند.چند نفر از مردم بدست چماق به دستهای این آقایان زخمی شدند.بسیاری از اینها زنها و بچه ها را سپر کرده بودند.آیا بستن یک خیابان و گرفتن پیاده رو اصلی ترین خیابان یک شهر آنهم از روز قبل باعث اعتراض مردم نمیشود.چرا وقتی فرمانده نیروی انتظامی اعلام کرد که آقایان صوفی برای جلوگیری از درگیری با مردم قم بیایند سوار اتوبوس شوند و بروند گوش نکردند.آیا در اوضاعی که غرب دنبال بهانه علیه ایران است این کارها خوب است.اصلا این قضیه مشکوک است.چه کسی پشت سر این قضیه بود.اصلا درویش را به چاقوکشی و آجر پراکنی چکار.حالا چه نتیجه ای گرفتید جز شکستن حرمت حریم مقدس فاطمه معصومه سلام الله علیها.آقای مصطفی آزمایش که از چند روز قبل از خارج کشور در رسانه ها مردم را تحریک میکرد الان کجاست.چرا خودش نیامد.مواظب باشیم دشمن از ما سوء استفاده نکند.چرا یکی از بزرگان و اقطاب صوفیه در این معرکه نبودند.چه کسی جوابگوی جوانان و نیروهایی است که زخمی شدند.این مرام فقراست
 
و عکسهایی دیگر برای روشن شدن واقعیات

پس از چند روز مانور تبلیغاتی صوفیان با هم پیمانان خارجی آنها و معکوس جلوه دادن ماجرا و ساعتها برنامه از تلویزیونهای خارجی در حمایت از این فرقه و قرائت پیام مریم رجوی بر آن شدم که عکسهایی را که با زحمت از این ور و ان ور تهیه کردم برای نمایش گوشه هایی از واقعیتی که به کمک دروغگویان داخلی و هم پیمانان خارجی آنها که عکسهایشان نیز در اینجا موجود است تحریف شده بگذارم.فقط ببینید و قضاوت کنید.هر چند میدانم اگر خداوند هم با ملائکه اش برای آقایان دلیل بیاورد باز هم بهانه می آورند

 

یک پیام از اهل تصوف که ایمیل زده شده به من:

Gonabadie News

Compact Header|Hide Pane

< span> ebrahim -

 

سلام

با تشکر از گزارشی که از حادثه حسینیه شریعت قم داده اید ، باید عرض کنم مطالبی که در بخش شناخت این سلسله آورده اید اشتباه است .

چنانکه از قول ما در برخی نشریات چاپی و اینترنتی آمده است ما کمترین تفاوتی با شیعه دوازده امامی ( مثل شما ) نداریم . به دوازده امام و حضرت مهدی اعتقاد داریم و معتقدیم باید در شرعیات از مراجع تقلید پیروی کرد . ضمنا در برخی موارد بزرگان ما ( که در زمان خود از علمای بزرگ و صاحب فتوا بوده اند ) در امور شرعی سختگیرتر هم بوده اند . شما الآن چند نفر از علما را می شناسید که استعمال مواد مخدر را حرام بدانند ؟ آقای سلطانعلیشاه بیش از ۱۰۰ سال قبل آن را حرام کرده اند و جانشین ایشان آقای نورعلیشاه ثانی کتابی به نام ذوالفقار در حرمت کشیدن تریاک نوشته اند که بتازگی در تیراژ محدود منتشر شده است .
تفاوت ما با سایر شیعه اثنی عشریه در این است که علاوه بر مرجع شریعت به یک مرجع طریقت هم اعتقاد داریم . ضمنا برای اصلاح نفس علاوه بر شرعیات یکسری دستورات دیگری هم به ما داده می شود که آنها هم خلاف شرع و بیرون از دستورات ائمه معصومین نیست . چنانکه یکی از ایراداتی که بزرگان ما به رفتار و ریاضات بعض فرق می گیرند این است که با ریاضات غیرشرعی نتیجه معکوس گرفته می شود .
چنانکه بعضی نوشته اند حکومت برداشت های شیعی دیگر و متفاوت از حکومت را کمتر تحمل می کند و رفتار وحشیانه گروه فشار وزارت اطلاعات با حمایت نیروی انتظامی نسبت به ما در قم و چنانکه گفته می شود برنامه ریزی برای برخورد با سایر حسینیه های ما در شهرهای دیگر ناشی از همین است .
از گزارشی که ارائه کرده بودید به عنوان یکی از دراویش این سلسله شما را بی طرف دیدیم ، بنابر این از شما درخواست می کنم مطالب خود را تصحیح کرده و با مطالعه بیشتری ارائه فرمایید .

با تشکر

gonbadie-news

دوستانی که خرده بر این مطالب گرفتید و  مرا متهم به ابراز عقیده شخصی نمودید باید به عرض شما برسانم  که مطالبی که در معرفی این فرقه بیان کردم کاملا معتبر می باشد و از سایت وید پدیکا و کتاب سرانجام که متعلق به خود این دسته از فرقه ها میباشد اقتباس شده و هیچ گونه نظر شخصی در کار نبوده و اما در مورد دوست عزیزی که می گویند کمترین اختلافی با شیعیان اثنی عشری ندارند !!!! اختلاف بیش از این که  در مقام علی دچار اختلاف هستیم ؟!! اختلاف بیش از این که ختم نبوت ؟؟ اختلاف بیش از این که در معاد ؟؟ و هزارن علامت سوالی که امام صادق در نزد  قطبهای شما گذاشت  و مدرک از این مستدلتر می خواهید که امام رضا  و امام حسن عسکری صریحا شما را دشمن خاندان اهل بیت خوانده و آیا میدانید تصوف از کجا شکل گرفته ؟؟؟پس بدانید که

پس از سقیفه بنی ساعده و غصب خلافت از امیر مومنان هر چند توانستند خلافت را غصب کنند اما چهره معنوی اهل بیت همچنان پر تو افشانی میکرد.واین نورانیت و معنویت بنی امیه را که سهمی ار معرفت نداشتند می آزرد.لذا سران بنی آمیه به فکر ساختن آلترناتیوهایی بودند که بتوانند جای اهل بیت را در ارشاد الهی و معنوی مردم بگیرند.لذا با ساخت جریان زهد و گوشه نشینی و طرح سنیان تند رویی چون حسن بصری سعی کردند این طرح شوم را سازماندهی کنند.این جریان ادامه پیدا کردتا اینکه در قرن دوم ابوهاشم کوفی رسما بنیان تصوف را بنا نهاد.این جریان با طرح مساله شیخوخیت و رهبری معنوی در مقابل اهل بیت قد علم کردند.وانحراف بر انحراف به مرور زمان افزوده شد تا اینکه سنی مسلکانی چون منصور حلاج که حتی حق امیر مومنان را ندیدند کوس انالحق بزدند و دعوی هدایت کردند.نگاهی به تاریخ تصوف نشان میدهد تا اوایل عهد صفویه صوفی شیعه کمتر به چشم میخورد.سنیانی چون جنید بغدادی.احمد غزالی.ابوحلمان دمشقی.گرگانی.شبلی.حلاج.ابوسعید ابولخیروغیره تا آنزمان راهبری صوفیه را عهده دار شدند.خواجه عبدالله انصاری میگوید از میان ۲۰۰۰ صوفی که دیده ام ۲ تن از آنها شیعه بوده اند.تا اینکه درآغاز عهد صفویه صوفیان برای نفوذ در مردم اهل بیت دوست ایران ناگذیر به ساخت تصوف شیعی شدند.و پیوند بین صوفیه و شیعه آغاز شد.هر چند به دلیل ادعاهای اقطاب صوفیه شاهان صفوی با آنها درگیر شدند و تصوف از حکومت جداشد.بعد ها صوفیان شیعه برای اینکه بتوانند اشکالات مخالفین را جواب دند دست به ساخت تاریخچه های جعلی زدند.سنیانی چون حسن بصری و جنید را شیعه کردند حتی امامت اهل بیت را دوقسمت کردند.

این جریان تا اکنون آدامه دارد و ریشه های تسنن به راحتی در عقائد صوفی شیعه یافت میشود.دکتر مصطفی آزمایش صوفی اروپا نشین در بحثی در فصلنامه عرفان ایران رسما به دشمنان خلفای غاصب میتازد و آنها را جاهل خطاب میکند.

و دراین میان ادعاهای اقطاب به جایی میرسد که دست به تشریع میزنند و غسلها و عشریه ها میسازند و تا جایی که خود را شریک باریتعالی قرار میدهند بدین سان که مرید باید در وقت تشرف سجده کند آنهم ۲بار که این در باره امامان معصوم نیز اشکال دارد.حتی کار به جایی میرسد که باید صورت قطب به جای خداوند در عبادت مد نظر مرید قرار گیرد.

واین بار کج میرود تا ...

اما سوالی که از این دوستان اهل تصوف دارم و ان این است که شماهایی که در نظر خواهی خود به من وامثال ما لقب الاغ و گاو میدهید ایا این بود نتیجه ذکرهای دراویشانه شما؟؟؟ آیا این بود طهارت قلب اینها آنقدر در خانقاهها و بزمها زیاد شده که از دل به زبانشان جاری شده است.اینکه مرا الاغ خوانده اید شاید درست باشد.چون حیوانات هم ذکر خدا میگویند و من بسیاری از مواقع غافل از اویم.اینکه مرا دشمن صوفیه خوانده اید .من دشمنی شخصی با کسی ندارم اما به دستور اهل بیت بویژه امام هشتم از این نوع تفکر برائت میجویم.اگر انسان منصف باشد و اینهمه روایت صحیح را که برخی از بزرگان صوفیه هم انها را تایید کرده اند اما قصد توجیه آنرا داشته اند بخوانید یقینا متوجه خواهید شد نظر اهل بیت در مورد صوفیه چیست.بدعت در دین چیست و مبدعین چه کسانی هستند.

کمی تعقل و انصاف گاهی انسان را بعد از سالیان درازی از جمود خارج میکندبجای اینقدر فحاشی و اهانت و دنبال موید گشتن بروید سخنانی را که از بزرگان خودتان نوشته ام پاسخ دهید و این است سوالات من

-مدارک خرقه پوشیدن و خرقه دادن را بنویسید

۲-مسجد چیست و اگر خانه خدا و محل عبادت ات شما چرا به خانقاه میروید

۳-راه شناخت قطب حقیقی از میان این همه قطب صوفی و فرقه حقیقی را بنویسید

۴-پسوند شاه در مورد اقطاب از کجا آمده و دلیل آن چیست؟

۵ـ عشریه چیست و مدرک شرعی آن از کجاست؟

۶-مراتب ولایت چند مرتبه است؟

۷-مقام قطب چقدر است؟و مدرک مستند در مورد اطاعت از قطب چیست؟

۸-روایات اهل بیت در مورد صوفیه را چگونه میبینید؟

و اما برای اینکه متهم به مزدوری کیهان و اطلاعات نشوم  تا چند روز دیگر  به بیان نکی می پردازم که چندی قبل از یکی از اعضای این دراویش داشتم  گرچه از دیدگاه بعضی بیان این مطلب باعث سردرگمی در قضاوت می شود و ساده لوحانه و تا حدی خطرناک به نظر میرسد  !!!اما با توجه به رسالتی که احساس می شود و هم از انجایی که تشریح ماجرا یک طرفه نباشد تا عده ای نگویند که یک طرفه به قاضی رفتم مطالب را  که از زبان یکی از دروایش گنابادی میباشد در این پست ار وبلاگ  قرار میدهم.

آخرين جلسه دراويش گنابادي با استانداري قم پيش از حمله گروه فشار به حسينيه دراويش

اين جلسه به درخواست دراويش گنابادي حاضر در قم در ساعت 4 بعد از ظهر 23 بهمن 84 در
محل استانداري قم تشكيل گرديد. در اين جلسه حاجي زاده معاون سياسي امنيتي قم و
سردار صالحي
جانشين فرمانده نيروي انتظامي قم و سرهنگ محمدي مسؤول اطلاعات نيروي
انتظامي و مدير امنيتي استانداري با حضور چند نفر از دراويش گنابادي تشكيل گرديد.
دراويش: ابتدا ضمن معرفي خود و سوابق فعاليتهاي خود دردوران جنگ شامل حضوردرجبهه‌ها
و مسئوليتهاي مختلف اعلام کردند که همه حيثيت و وجود خود را صرف اعتلاي اسلام نموده
و مهمترين نگراني خود را حفظ اسلام و وحدت مسلمين و توسعه و پيشرفت ايران عزيز
ميدانند. حاضرين درجلسه و فقراي حاضر در حسينيه و خيابان به هيچ وجه علاقمند به
کشمکش و درگيري با هيچ کس نيستند و آزارشان  به احدي نميرسد و درشرايط حاضر فقط
دغدغه دفاع از حق خود يعني استفاده ازحسينيه‌اي را دارند که خود براي ساخت آن هزينه
کرده‌اند و حداقل به اندازه کمکي که براي ساخت آن کرده‌اند خودرا محق ميدانند. در
ارتباط با  فعاليتهاي هسته‌اي موقعيت ايران در صحنه بين المللي بسيار شكننده است و
به مصلحت  نيست كه در شرايط فعلي مسئله حسينيه دراويش حاد شود.
حاجي زاده: مقامات امنيتي استان و شخصيتهاي حوزوي وجود شما را در قم برخلاف مصالح
كشور تشخيص داده‌اند. حسينيه دراويش يك مسئله سياسي نيست و يك مسئله حقوقي است و ما
با اهل ذكر مشكل سياسي نداريم. ولي مقامات استان از ما خواسته‌اند تا جلوي فعاليت
دراويش را در قم بگيريم و در اين ارتباط پس از 6 جلسه تشكيل شوراي تامين استان مصوب
شد كه اگر دراويش حسينيه را تخليه ننمايند از قوه قهريه بر عليه آنان استفاده شود.
دراويش: شما كه خود اقرار ميكنيد دراويش مسئلة سياسي ندارند پس چرا قصد داريد مسئله
را سياسي و امنيتي كنيد!
حاجيزاده: اين امر برمبناي مصلحتي است كه مورد تصويب مقامات استان قرار
گرفته.دراويش: اگر شما يا مقامات استان وقف را قبول نداريد وقف را باطل كنيد تا وقف
به ملك شخصي تبديل گردد. در اين حالت حسينيه به عنوان ملك شخصي احمد شريعت كه هم
واقف و هم متولي است برميگردد.
حاجيزاده: ما به اين موضوع برنميگرديم چون شريعت قبول كرده كه حسينيه را تخليه كند
و تحويل ما بدهد.
دراويش: آقاي شريعت با چه سمتي قبول كرده كه موقوفه را تحويل شما دهد؟
حاجيزاده: در سمت متولي.
دراويش: شما كه وقف را قبول نكرده ايد چگونه توليت وي را پذيرفته‌ايد و قول وي را
قانوني ميدانيد! اگر توليت موقوفه را قبول داريد پس وقف را قبول داريد و اگر توليت
موقوفه را قبول نداريد پس تعهد آقاي شريعت قانوني نيست.
حاجيزاده: شما حسينيه را تحويل دهيد تا بعد كدخدامنشانه درباره آن مذاكره كنيم ولي
الآن بايد آن را تحويل نمائيد.
دراويش: مسئله را تا رأي قطعي دادگاه مسكوت بگذاريد و حسينيه مفتوح باشد و پس از
صدور رأي دادگاه هردو طرف به آن عمل كنيم.
حاجيزاده: ما نميتوانيم موضوع را به تأخير بياندازيم.
دراويش: درخواست كنيد كه شوراي تأمين استان تشكيل شود تا به موضوع رسيدگي نمايد.
حاجيزاده: شوراي تأمين استان قبلا تشكيل شده و تصميمات لازم را اتخاذ كرده است كه
اگر شما حسينيه را تخليه ننمائيد از روشهاي خاصي براي اخراج شما از حسينيه استفاده
خواهد شد.
دراويش: پنج روز مهلت بدهيد تا اقدام به تخليه نمائيم و در اين ضمن پيگيريهاي لازم
را دنبال كنيم تا راه حلي براي مسئله بيابيم كه اين امر منجر به بحران نشود. زيرا
فقراي حاضردرمحل که بسياري ازايشان ازخانواده شهداء، جانبازان و رزمندگان دوران
انقلاب بوده‌اند، سازماندهي تشکيلاتي ندارند لذا براي پيدا نمودن راه حلي که براي
همه يا اکثريت قريب به اتفاق قابل پذيرش باشد، به زمان چندروزه‌اي (پنج روز)
نيازداريم که با رايزني و مشورت راه حل مناسب پيدا شود.
حاجيزاده: حداكثر تا فردا بعد از ظهر به شما مهلت ميدهيم.
دراويش: از روساي اوقاف و دادگستري دعوت كنيد تا همين فردا جلسه‌اي تشكيل دهند تا
دربارة خل موضوع صحبت كنيم.
حاجيزاده: براساس مصوبة ششمين جلسة شوراي تأمين استان ما اجازه نداريم موضوع را به
تأخير بياندازيم.
سردار صالحي: من شخصاً از مقامات استان درخواست ميكنم تا مهلت را به 48 ساعت افزايش
دهند تا شما حسينيه را تخليه كنيد.
دراويش: چگونه ميتوان يك دعواي قضائي را ظرف 48 ساعت به سرانجام و نتيجه رسانيد!
حاجي‌زاده: كشور مشكل حساس ندارد و راهپيمائي ديروز (22 بهمن) اين را ثابت كرد كه
پايه‌هاي نظام محكم است و كشورهاي اروپائي و آمريكا هيچ غلطي نميتوانند بكنند.
نيروي انتظامي به عنوان ضابط قضائي موظف است كه حكم مقامات استان را براساس
دستورالعملي كه به او داده شده اجرا كند ولو اينكه 1000 نفر كشته شوند. ولو اينكه
1000 نفر كشته شوند. ولو اينكه 1000 نفر كشته شوند. من 24 ساعت بيشتر وقت نميدهم و
پس از آن اقدام خواهم كرد.
دراويش: پس بنابراين ما براي توقف در ملك خود درخواست مهلت نميكنيم.

لازم به ذكر است كه در اين ساعات گروه فشار در جلوي حسينيه مستقر شده بود كه ساعاتي
بعد اعلام ميكنند كه ما تا فردا ساعت 3 بعدازظهر به دراويش و نيروي انتظامي مهلت
ميدهيم كه حسينيه را ترك نمايند و در غير اين صورت خود اقدام خواهيم كرد. كه شرح
اقدامات گروه فشار در اخبار ديده مي‌شود

اسامی  دستگیر شد گان 
گزارشهاي رسيده حاكي از شكنجه و فشار شديد مأموران امنيتي با دراويش بازداشت شده
جهت گرفتن اقرار بر اين موضوع است كه آنها به دستور احمد شريعت شيخ دراويش گنابادي
در قم به محل آمده‌اند.
هدف از اين شكنجه‌ها تبديل موضوع حمله گروه فشار به حسينيه دراويش به يك اقدام
سازمان يافته از طرف دراويش بوده است.
براساس آمار اخذ شده از منابع آگاه تعداد اسراي دراويش در اين واقعه 1900 تا 2100
نفر بوده كه به زندان مركزي قم شهيد لنگرودي زندان ساحلي زندان سپاه باشگاه ورزشي
مجتمع سپاه زندان فجر هلال احمر قم و بهزيستي قم كلانتريهاي قم بالاخص كلانتري 11 و
كلانتري شهدا منتقل شده بودند.
آزادشدگان اظهار ميدارند كه اوراق اقرار چاپي مبني بر اقرار به اخللال برعليه نظم
عمومي با نيت براندازي نظام و تشويش اذهان عمومي و حمله به نيروي انتظامي از قبل
تهيه شده بود و اسرا را اجبار به امضاء اين اوراق مينمودند.
برخي ديگر را نيز براي اخذ اقرار به موارد فوق جلوي دوربين و تحت فشار قراردادند.
برخي از افرادي كه از اين اقرار سرباز زدند به شدت تحت شكنجه قرار گرفتند. براساس
آخرين خبر تعداد بازداشت شدگاني كه مراحل قضائي آنها در دادسراي عمومي قم شعبة 3
بايد به قيد وثيقه آزاد شوند 174 نفر ذكر شده‌اند. اين شعبه تحت نظر قاضي قنبريان
ميباشد.

173 نفر از هزاران درويشي که دستگير شده و در زندان فجر قم تحت شکنجه قرار دارند تا
بر عليه سلسله و طريق خود اعلام انزجار کنند و براي 53 نفر ديگر از دستگير شدگان
ضرب العجل تعيين شده که يا اقرار نامه از پيش نوشته شده توسط اطلاعات را امضا و در
تلويزيون اعلام مي کنيد يا شما را در حد مرگ شکنجه مي دهيم به طوري که آرزو مي
کرديد کاش اقرار نامه را امضا کرده بوديم. اسامي اين 53 نفر که در اسارت به سر مي
برند عبارت است از:

رضا آذر
حسين صبري
حميد مناجازي
امير دلوند
محمد رضا قرباني
عبدلامير يکه شناس
اميد يکه شناس
امير هوشنگ عراقي
پرويز صدري
حسين فرخي
رحيم آهنگ
مزدک زال پور
مهدي پور کاشاني
محمد يعقوبي
محمد اکبري
داود ضيف دار
رضا زنگنه
محمد رضا جعفرآبادي
رمضان خدا بخش
محسن مومني
رامين اشکه ور
محمود مرعشي نيا
امير مرعشي نيا
آذر نوش احمدي
اصغر رجب
صادق يوسفي
منصور مرعشي
امير کريمي
سعيد رحيم زاده
صادق حياتي
قباد عصايي
مهدي اکبري
عليرضا آبادي
علي محمودي
حجت دهقاني
غلامعلي کريمي
احسان کودر
بهزاد نوري
حسن فيضي زاده
کاظم محيط
اکبر احمدي
علي کريمي
شهرام مقدمي
حسن زيقمي
آرش شلتوکي
حسن سياهماري
محسن محمدزاده
محمد دنيا ديده
عليرضا سيف

تقريباً 320 نفر از زناني كه در سازمان بهزيستي بازداشت بودند آزاد شده‌اند. اين
افراد به مدت يك و نيم روز گرسنه نگهداشته شدند و هنگام بازرسي پول و اموال شخصي
آنها به سرقت رفته و دستگاههاي موبايل آنها همچنان بدون ارائه رسيد از آنها گرفته
شده و بازپس نگردانده شده است. در باقي زندانها نيز وسائل شخصي افراد بازداشت و به
آنها برنگردانده شده است.
بازداشت شدگان در مجتمع ورزش سپاه حدود 500 نفر گزارش شده‌اند كه 360 نفر از آنان
انگشت نگاري و سپس آزاد گرديدند.
در باقي زندانها حدود 90 درصد بازداشت شدگان آزاد شده‌اند. در زندان شهيد لنگرودي
از 278 بازداشت شده چند نفر آزاد نشده اند كه اقدام به اعتصاب غذاي خشك كرده اند.
تعداد زيادي از بازداشت شدگان زندان سپاه آزاد نشده‌اند و مأموران امنيتي آنها را
تحت شكنجه هاي شديد قرار داده‌اند كه قادر به حركت نيستند. تعداد شنكجه شدگان آزاد
شده به حدود 60 نفر ميرسد. ولي هنوز از تعداد افرادي كه تحت شكنجه قرار گرفته‌اند
آماري در دست نيست. ولي براساس آمار جمع آوري شده تعداد مفقودين حدود 100 نفر گزارش
شده‌اند كه احتمالاً برخي از اين افراد هنگام حمله گروه فشار در حسينيه زخمي و يا
بيهوش و يا كشته شده‌اند ولي چون گروه فشار سريعاً اقدام به تخريب و حمل خاك حسينيه
نمود احتمالاً اجساد آنها در لابلاي ساختمان مدفون شده باشد.

  نيروي انتظامي هيچ گزارشي از تعداد كشته شدگان اعلام نكرده است و منابع خبري
دراويش نيز اطلاع موثقي از كشته شدگان ندارند ولي شاهدان عيني ديده‌اند كه افرادي
را در درون پتو پيچيده و در ساعات دير وقت شب از محل حسينيه به بيرون منتقل
نموده‌اند.
تعداد زخميهاي دراويش بيش از 500 نفر بوده كه برخي از آنها هنوز از بيمارستان آزاد
نشده‌اند. ناجا هنوز تعداد زخميهاي گروه فشار را اعلام ننموده ولي محتاط استاندار
قم رقم 200 نفر زخمي از گروه فشار را در مصاحبة خبري خود ذكر كرده است. مقامات ناجا
به طور غيررسمي تعداد زخميان گروه فشار را 330 نفر و تعداد زخميان نيروي انتظامي را
16 نفر ذكر كرده‌اند.
براساس بررسيهاي انجام شده از مهاجمان گروه فشار هيچكس بازداشت نگرديده است تنها
مواردي كه ذكر ميشود برخي از تندروهاي گروه فشار تحت كنترل نامحسوس وزارت اطلاعات
قرار گرفته‌اند كه تعداد آنها در حدود 20 الي 25 نفر از طلاب ميباشد كه در مدرسة
معصوميه رفت و آمد دارند و بسياري از آنها از نزديكان آيت الله نوري همداني و يكي
از بستگان وي به نام محمد مقدم كه در دفتر او مستقر است مي‌باشند. ارتباطات اين
اشخاص با گردانندگان گروه فشار نظير شهشهاني و مقدم محرز گرديده است.

بسياري از زخميهاي دراويش در درمانگاههاي خيريه متعلق به دراويش در شهرهاي مختلف
ايران تحت معالجه قرار دارند. اسامي زير نام يك گروه 200 نفره از چند گروه از مردان
دراويش مصدوم و زخمي در اين واقعه است كه تحت معالجات اوليه قرار دارند. اسامي زنان
در اين صورت ذكر نميشود:

1 محمد سعيد فضل رونه اي
2 مهدي اكبري
3 اميرهوشنگ عراقي
4 مهدي ابوالقاسمي موحد
5 عليرضا جمشيدي
6 ياسين رضائي
7 غلامعلي كريمي
8 علي هدايتي
9 حامدي
10 حسين شهبازي
11 صادق رفتاري
12 زهره ناظريان
13 ميرافضلي
14 يوسف وزيني
15 شهاب شهنواز
16 حسن امريزي
17 مهرداد گودرزي
18 رضا آزرم
19 محسن بصيري
20 علي خدادادي
21 محمد مهدي لطفي
22 اكبر پيراسته
23 سيد ابراهيم حسيني
24 مراد زنديه
25 علي پائي
26 حسن رحيم زاده
27 احسان كردار
28 حسين استكي
29 سعيد زماني
30 حسين صالحي
31 مهدي نوروزي
32 علي مصباحي
33 رحمان محمدپور
34 هادي ثوري
35 عباس صباغي
36 مصطفي بي آبي
37 محمد حيدري
38 محمد مرادي
39 ابوذر قريشي
40 مهدي عبادالدين
41 هدايت حسن وند
42 محمد عبداللهي
43 عبدالحسين مرادي
44 احمد عباسي
45 محمد هادي عابدي
46 احمد كسازري
47 حسن امير محمدي
48 علي رحماني
49 علي بوج شهر
50 غلامحسين نيك مقدم
51 محمد رضائي
52 مرتضي ميداني
53 حسن حاجي زاده
54 فرزاد رابطي
55 علي لقمان پور
56 صفا كلهر
57 مهدي حاج محمدي
58 هوشنگ لك
59 علي پورعابديني
60 فريد رابطي
61 حسين آقائي
62 عبدالوهاب عباسي
63 محمد معصومي
64 حسين حيدري
65 سروش عبدالوند
66 مجيد رشيدي
67 علي انزومي
68 ابوالفضل قره باغي
69 بابك مبين
70 مسعود عباسي
71 مجتبي مصيبي
72 باقر قديري
73 مجتبي صفائي
74 اسماعيل شفيعي
75 ياسر علي ميري
76 مصطفي طاهري
77 فرشيد كرم پور
78 مصطفي جمشيدي
79 حسن احمدي زاده
80 مهدي اميني
81 رسول جنتي زاده
82 امير شيخ نژاد
83 حجت دهقان
84 مرتضي فلاح
85 نعمت الله رياحي
86 حميد بياتي
87 حسن شاه مرادي
88 مهدي الهامي قدم
89 ضياء الدين ابراهيمي
90 بهمن اشكوه
91 محمد نوري
92 جعفر شهشهاني
93 مرتضي خانجاني
94 سيد جواد هاشمي
95 غلامحسين جمشيدي
96 مجيد هرمزاني
97 حسن هاشمي
98 مهدي محمدي كاخشاني
99 علي شمسي
100 فرهاد خسروزاده
101 سعيد رامو
102 حبيب حبيبي
103 زند ربيعي
104 سلمان نوري
105 محمود سجادي
106 محمد رضا صالح
107 محمدرضا فياض
108 محمود پيرهادي
109 نورالدين جليلوند
110 تورج رضائي
111 جوتد محمدي
112 مهدي رضائي
113 مهدي احمدوند
114 فرامرز كنگري
115 مهدي اسماعيلي
116 محمد صادق قدميان
117 بساط عبدالله پور
118 عليرضا روستائيان
119 سيدمحسن مصطفائي
120 سعيد رنجبر
121 سيد حسن حسيني
122 محمود قاعد شرفي
123 سعيد رحيم زاده
124 محمد جواد ميرحسيني
125 مرتضي نجف زاده
126 فيروز بيدآباد
127 هادي عبدالوند
128 مهدي خاتمي
129 محمد اسماعيلي
130 عباس فدائيان
131 پرويز قهري
132 مصطفي پي مدني
133 ابوالفضل فاضل وحيد
134 محمد زيني پور
135 بهزاد نوري
136 غلامرضا آسيابان
137 مهرداد مهرترفام
138 محمد آقا بزرگي
139 امير زيارتي
140 اسدالله پناهي
141 سيد ابراهيم حسيني
142 احمدي
143 شهرام مقدسي
144 مرتضي ياراحمدي
145 جمشيد دائي
146 حميد اسكندري
147 علي چراغي
148 محمد يوسف تبار
149 شايان شمسي پور
150 احد بابازاده
151 محسن خاقاني
152 ابراهيم حكيمي
153 عباس رنجبر
154 وحيد صفي خاني
155 مجيد بطحي
156 كامران قتياليان
157 محسن گودرزي
158 محمد علي قربان زاده
159 مرتضي توكلي
160 اميرعلي محمدي
161 محمد آرمان
162 ابوالفضل چنائي
163 بيژن اسفندياري
164 احمد بشيري
165 رومياني
166 حسن بندزن
167 محمد دستفروش
168 سيد حميدرضا قادري
169 علي رضائي
170 مصطفي محمد ميرزائي
171 روح الله محمدي
172 علي اناركيان
173 ابوالفضل چاقر
174 محسن مؤمن
175 محمد خامه يار
176 حسين اعتمادخواه
177 محمد حجازي
178 عليرضا نيك روش
179 علي طاهري
180  بهرام ذوالفقاري
181 حسين حيدري
182 قائم خوش بيان
183 حميدرضا فهيمي
184 عباس ناصري
185 رضا جوري
186 روزبه صفرزاده
187 مهدي پژمان
188 محمد حسين حيدرزاده
189 حسين عباسي
190 مجيد رشيدي
191 هاشم اجاقي
192 سيد ايوب موسوي
193 حميد مرادي
194 يداللهي
195 غلام كريمي
196 رحيم نظافت
197 بهرامي
198 محمدرضا جعفر آقائي
199 قبا آسايي
200 رمضان خدابخش

 

 

 

|+| نوشته شده توسط غریبه ای آشنا در  |
 مطهری و شریعتی
 

کتابخانه ای از کتب شهید مطهری ( کلیک کن )

 

رویارویی دو فكر دینی

 بخوانید و قضاوت با خود شما

كمتر از 6 ماه از مرگ نابهنگام علی شریعتی، جامعه‌شناس انقلابی ایران نگذشته بود كه در اوج بحث‌های نیروهای مذهبی درباره وی، نامه‌ای به امضای مهندس مهدی بازرگان و آیت‌الله مرتضی مطهری منتشر شد. این نامه كه به خط آیت‌الله مطهری نگاشته شده است، تاریخ 23/9/1356 را بر پیشانی خود دارد. آخرین روزهای آذر ماه 56، تحولات ایران به سویی می‌رفت كه شورش‌های دانشجویی و گاه مسلحانه، به آرامی تبدیل به ناآرامی‌های شهری می‌شد. ایران بر آستانه انقلاب بود، لیكن هنوز نشانه‌های روشن آن را كسی نمی‌دید. با این همه علی شریعتی و نوشته‌ها و گفته‌هایش در خیزشی كه از دانشگاه به میان مردم می‌رفت، تاثیری شگفت‌آور گذاشته بود. از طرفی شریعتی از همان هنگام كه ظهور كرد و نامش دهان به دهان می‌چرخید تا سفر بزرگش و حتی پس از آن، عشق و كین بسیاری انگیخت. پدیده «شریعتی» كه اتفاقاً پدیده منحصر به فرد تاریخ روشنفكری ایران نیز هست، از آن جهت پرمناقشه شد كه پروژه خود را نوسازی دینی قرار داده بود. انتشار نامه مهندس بازرگان و آیت‌الله مطهری درباره او ابعاد گسترده مناقشه بر سر شریعتی را آشكارتر می‌كند. آیت‌الله، نامه را چنین آغاز می‌كند: «نظر به اینكه مسائل مربوط به مرحوم دكتر علی شریعتی مدتی است موضوع جنجال و اتلاف وقت طبقات مختلف و موجب انصراف آنها از مسائل اساسی و حیاتی و وسیله بهره‌برداری افراد و دستگاه‌های مغرض گردیده است، اینجانبان تبادل‌نظر در این مسائل را ضرور دانستیم.» در ادامه نامه تاكید شده است: «اینجانبان كه علاوه بر آشنایی به آثار و نوشته‌های مشارالیه، با شخص او فی‌الجمله معاشرت داشتیم، معتقدیم نسبت‌هایی از قبیل سنی‌گری و وهابی‌گری به او بی‌اساسی است و او در هیچ یك از مسائل اصولی اسلام از توحید گرفته تا نبوت و معاد و عدل و امامت گرایش غیراسلامی نداشته است» اما در این نامه آنچه مناقشه‌ها را افزون كرد، بخش پایانی آن بود. نویسنده نامه در این بخش آورده بود: «ولی نظر به اینكه تحصیلات عالیه و فرهنگ او غربی بود و هنوز فرصت و مجال كافی نیافته بود در معارف اسلامی مطالعه وافی داشته باشد، تا آنجا كه گاهی از مسلمات قرآن و سنت و معارف و فقه اسلامی بی‌خبر می‌ماند، هر چند با كوشش زیاد به تدریج بر اطلاعات خود در این زمینه می‌افزود، در مسائل اسلامی حتی در مسائل اصولی دچار اشتباهات فراوان گردیده است كه سكوت در برابر آنها ناروا و نوعی كتمان حقیقت [...] است» در پایان این نامه نیز تاكید شده بود: «اینجانبان بر آن شدیم به حول و قوه الهی، ضمن احترام به شخصیت او و تقدیر از زحمات و خدماتش در سوق دادن نسل جوان به طرف اسلام، بدون مجامله و پرده‌پوشی و بدون اعتنا به احساسات طرفداران متعصب و یا دشمنان مغرض، طی نشریاتی نظریات خود را درباره مطالب و مندرجات كتاب‌های ایشان بالصراحه اعلام داریم.»

وعده پایانی البته هیچ‌گاه محقق نشد، مهندس بازرگان چندی پس از انتشار این نامه و واكنش‌های محافل سیاسی و روشنفكری، اعلام كرد كه امضای خود را از این نامه پس می‌گیرد. آیت‌الله مطهری اما امضای خود را پس نگرفت و البته نظرات خود را نیز در «نشریاتی» كه وعده كرده بود منتشر نكرد. آنقدر كه امضای بازرگان بر این نامه شگفت‌آور بود، امضای مطهری چندان عجیب تلقی نشد. آنان ماجراهای حسینیه ارشاد و نحوه خروج آیت‌الله مطهری از هیات مدیره آن را می‌دانستند، انتشار این نامه را نیز تبعات آن جدایی دانستند. لیكن مهندس بازرگان چگونه چنین نامه‌ای را امضا كرد؟ در این‌باره اطلاعات زیادی در دست نیست. اما انتقاداتی كه به شریعتی در این نامه وارد می‌شود، بعدها بخش‌هایی از روحانیان به خود بازرگان نیز وارد كردند. از طرفی اینكه «تحصیلات عالیه و فرهنگ او غربی» بوده و از «فقه اسلامی» بی‌خبر می‌ماند، انتقادی است كه انتظار طرح آن از سوی مرحوم بازرگان نمی‌رود. اینكه نامه چگونه تهیه شده است نكته‌ای است كه مطلعان باید معلوم كنند. لیكن اینكه بازرگان امضای خود را پس گرفت، نشان می‌دهد كه حداقل با بخش‌هایی از نامه موافق نبوده است.

« كوچك‌ترین گناه این مرد بد نام كردن روحانیت است. او همكاری روحانیت با دستگاه‌های ظلم و جور علیه توده مردم را به صورت یك اصل كلی اجتماعی درآورد، مدعی شد كه ملك و مالك و ملا و به تعبیر دیگر تیغ و طلا و تسبیح همیشه در كنار هم بوده و یك مقصد داشته‌‌اند.» «و خدا می‌داند كه اگر خداوند در كمین او نبود او در ماموریت خارجش چه بر سر روحانیت و اسلام می‌آورد.»

اما انتقاد آیت‌الله مطهری با شریعتی، در این نامه، بعدها به مخالفتی همه‌جانبه تبدیل شد. مطهری فرصت نیافت كه انتقادات خود را در نشریاتی مستقل منتشر كند، لیكن پس از حدود 15 سال، برخی نوشته‌های خصوصی او در انتقاد از شریعتی توسط دوستدارانش منتشر شد و ابعاد بیشتری از ماجرا را از پرده بیرون انداخت. از همان زمانی كه شریعتی كارش بالا گرفت، درگیری‌اش با روحانیت نیز آغاز شد. شریعتی بارها انتقادات تندی از روحانیت مطرح می‌كند كه بخشی از آن در زمان حیاتش نیز منتشر شده است. او حتی به نقد واژه «روحانی» به عنوان لغتی در برابر «جسمانی» می‌پردازد و آن را ساخته صفویان می‌داند كه معتقد است بسیاری از پیرایه‌ها به دین را آنان بسته‌اند و حتی از مسیحیت الهام گرفته‌‌اند. شریعتی تعبیر «عالم اسلامی» را در برابر «روحانیت» می‌‌كشاند و تاكید دارد كه عالم اسلامی، هیچ‌گاه از راه دین ارتزاق نمی‌كند و در مفهوم جامعه‌شناسی آن یك «طبقه» نیست. شریعتی برای   شاهد سخن خود به صدر اسلام رجوع می‌كند كه اصحاب پیامبر علاوه بر آنكه «عالم دین» بوده‌اند، شغل جداگانه‌ای نیز داشته‌اند و طبقه اقتصادی خاصی تشكیل نداده‌اند. شریعتی آنگاه در نقد وضعیت فلاكت‌بار جامعه ایرانی از همراهی روحانیون با خوانین و قدرتمندان هر سرزمین نیز حمله می‌كند و حتی در یكی از جلسات خصوصی‌اش در نواری كه عنوان «تخصص» به خود گرفت  انتقادات شدیدی نسبت به رفتار و منش روحانیان نیز دارد.

هر چند انتقادات شریعتی از روحانیت افزون شد، موضع‌گیری روحانیون نیز در برابر او افزایش یافت. شریعتی كوشید تا در یك جلسه پرسش و پاسخ اتهام مخالفت با روحانیان را از خود دور كند و تاكید كرد كه او با «عالمان اسلامی» هیچ مشكلی ندارد. لیكن انتشار كتاب «تشیع علوی و تشیع صفوی» مخالفت‌ها را به دشمنی بدل كرد. او در این كتاب به «علامه مجلسی» انتقادات سختی وارد كرده بود كه چگونه توانسته احادیث نادرستی را درباره امامان شیعه در كتابش گردآوری كند. شریعتی در این كتاب نمونه‌هایی نیز آورده بود. انتشار این كتاب هر گونه امكان حل مسالمت‌آمیز ماجرای شریعتی و روحانیان سنتی را منتفی كرد. او خود در یكی از نامه‌های خصوصی‌اش كه به «پدرش» نگاشته در پاسخ به انتقاد پدر كه اگر مجلسی و... را از شیعه بگیریم چه می‌ماند، پاسخ دردمندانه‌ای داده است كه شیعه مگر فقط همین افراد را دارد؟ او تاكید می‌كند كه من بین امام معصوم و مجلسی اولی را برگزیده‌ام. به این ترتیب مشخص بود كه شریعتی از انتقادات خود دست نخواهد كشید. سپس روحانیون سنتی كه خطری بزرگ از جانب شریعتی احساس می‌كردند، كوشیدند تا به مقابله با وی بپردازند. بسیاری كتاب‌ها و نقدها و جزوه‌ها و سخنرانی‌ها علیه شریعتی منتشر شد و او به انواع اتهامات سنی‌گری و وهابی‌گری متهم گردید. شریعتی در پاسخ به یكی از این كتاب‌ها با عنوان «دفاع از اسلام و روحانیت، پاسخ به برقعی و دكتر علی شریعتی» نامه‌ای تند به مدیر چاپخانه فیض قم نوشته و رونوشت آن را به آیت‌الله گلپایگانی و دیگر آیات عظام نیز فرستاده است.

در بخش پایانی این نامه كه به زبانی تلخ و البته طنزآمیز آنچنان كه سبك شریعتی است نگاشته شده، آمده است: «در كتاب كویر، قصه‌ای دارم به نام «كاریز» سخن از مومن آبادی است كه رمز مزرعه ایمان است در عصر ما كه بایر مانده و خشكیده، زیرا كاریزش خشك شده و لایه‌های رسوبی قرن‌ها چشمه‌های  جوشان آب آن را كور كرده است، می‌خواهم بگویم، به رغم بدبینی‌ها و تلقین‌ها و یاس‌ها و تبلیغ دشمنان مذهب، مومن‌آباد در آینده نسل انسان متمدن دوباره آباد خواهد شد، چگونه؟ با شكست رسوب‌های ‌سفت شده‌ای كه قنات را كور كرده است. آن «روح» كه در تاریخ گاه فرود می‌آمد و در نسلی می‌دمید و از عمق فطرت‌های كور و مرده، چشمه‌های خشك ایمان و عشق را باز می‌كرد و خرمی سرسبزی به مزرعه ایمان می‌بخشید، در عصر ما هم فرود آمده و جویبارهای آب زلال از اعماق فطرت نسل آگاه امروز سرزده است... در كتاب «دفاع از اسلام و روحانیت» این قصه ادبی فلسفی مذهبی، بدین صورت نقد علمی و روحانی شده است كه: «آن پیرمرد بوی پسربچه‌ای شنیده و به قصد لواط با دكتر به قنات آمده. مثل این دو مثل سیلمه و سجاع است كه... (ص 266 و). مدعیان روحانیت و علم و دین و اخلاق جامعه! عمامه‌هاتان را بالاتر بگذارید كه «محیی شریعه و حامی شیعه و مدافع اسلام و روحانیت» دارید!» [نامه‌ها چاپ 6 ص 23]

شریعتی در همین زمان با مجله مكتب اسلام هم درگیر شد. به این مجله نامه‌ای نوشته و  خواستار دریافت مدارك تاریخی دعای ندبه شده بود. پاسخ مجله كه به صورتی  علنی منتشر شد، حاوی انتقادات و حملات تندی به شریعتی بود. مكتب اسلام برخی نوشته‌های دیگر شریعتی را هم نقد كرد از جمله تفسیر او از آن آیه قرآن را كه میوه ممنوعه‌ای  را كه آدم خورد و از بهشت رانده شد را میوه «آگاهی» و رانده شدن از «بهشت بی‌خبری» تعبیر كرده بود.

به این ترتیب پس از روحانیان سنتی، روحانیان نوگرای حوزه نیز به رویارویی علنی به شریعتی كشیده شدند. آیت‌الله مطهری اما تا زمان انتشار نامه مشترك با مهندس بازرگان، در حاشیه این انتقادات مانده بود. البته براساس اسنادی كه چندی پیش مركز اسناد انقلاب اسلامی از شریعتی منتشر كرده، گزارش ساواك حاكی از آن است كه برخی حملاتی كه در مساجد تهران علیه شریعتی انجام می‌‌شده، با اطلاع و حمایت آیت‌الله مطهری بوده است.

شهادت آیت‌الله مطهری در بدو پیروزی انقلاب، اجازه علنی‌تر شدن این اختلاف‌ها را نداد. بعدها مشخص شد كه تقریباً همزمان با انتشار نامه مشترك مطهری و بازرگان، او نامه‌ای نیز به آیت‌الله خمینی، رهبر فقید انقلاب نوشته و  در آن از ایشان «اجازه» خواسته است كه از «بت‌سازی» شریعتی  جلوگیری كند. از پاسخ رهبر فقید انقلاب به این نامه اطلاعی نداریم. لیكن نامه مطهری گویای بسیاری از اختلافات بنیادی دو تفكری است كه در یك مقطع تاریخی خاص، برای «انقلاب سیاسی» متحد شده بودند. مطهری در این نامه «هشدار»آمیز خود چند مسئله را مطرح می‌كند كه مهمترین آن مسئله شریعتی است. او از  اینكه شریعتی در كنار سید جمال و اقبال مطرح می‌شود ابراز نگرانی كرده و می‌گوید: «عجباً! می‌خواهند با اندیشه‌‌هایی كه چكیده افكار ماسینیون مستشار وزارت مستعمرات فرانسه در شمال آفریقا و سرپرست مبلغان مسیحی در مصر و افكار گورویچ یهودی ماتریالیست و اندیشه‌های ژان پل سارتر اگزیستانسیالیست ضدخدا و عقاید دوركهایم جامعه‌شناس ضدمذهب است، اسلام نوین بسازند، پس و علی الاسلام السلام» مطهری می‌افزاید: «فكر می‌كنم كه تعهدی كه درباره این شخص دارم دیگر ملغی است، در عین حال منتظر اجازه و دستور آن حضرت [آیت‌الله خمینی] می‌باشم. كوچك‌ترین گناه این مرد بد نام كردن روحانیت است. او همكاری روحانیت با دستگاه‌های ظلم و جور علیه توده مردم را به صورت یك اصل كلی اجتماعی درآورد، مدعی شد كه ملك و مالك و ملا و به تعبیر دیگر تیغ و طلا و تسبیح همیشه در كنار هم بوده و یك مقصد داشته‌‌اند.» او سپس می‌نویسد: «و خدا می‌داند كه اگر خداوند نبود از باب «ویمكرون و یمكر الله و الله خیر الماكرین» در كمین او نبود او در ماموریت خارجش چه بر سر روحانیت و اسلام می‌آورد.»

مطهری حتی مرگ شریعتی را نیز «مكر خداوند» برای جلوگیری از انجام ماموریت «خارجش» می‌داند و سپس به رهبر فقید انقلاب توصیه می‌كند كه مقالات شریعتی در كیهان را بخواند كه «احدی از ملیت ایرانی به این خوبی و مستند به یك فلسفه امروز پسند دفاع نكرده است. شایسته است نام آن را «فلسفه رستاخیز» بگذاریم.»

رویارویی روحانیت و شریعتی حتی به سطح نوگراترین روحانیان همه‌دوره شریعتی نیز كشیده شد و مطهری شاخص‌ترین منتقد او بود. شاید مهمترین دلیل این رویارویی، همان نكته‌ای باشد كه در نامه مشترك مطهری و بازرگان نیز به آن اشاره شده است. شریعتی از برخی مسلمات «فقه اسلامی» عدول كرده بود.

 

 منبع: http://www.sharghnewspaper.com/830212/polit.htm#s49512 

|+| نوشته شده توسط غریبه ای آشنا در  |
 

قربون علمت با ابا الفضل العباس

اجرت با امام حسین علیه السلام

یا بن رسول الله حاجت ما را هم بده

این حسین کیست که همه عالم دیوانه اوست

عشق به حسین کوچک و بزرگ نمی شناسد

خدایا منو کربلایی کن

برای شما دو روضه امام حسین قرار دادم

حاج صادق آهنگران

حاج منصور ارضی 

 

التماس دعا

|+| نوشته شده توسط غریبه ای آشنا در  |
 
 
بالا


www.irLearn.com

افراد آنلاين: نفر در وبلاگ هستند

>