۱- ترکه ميره طويله ميگه :«عجب آينه کاری ای!»......... 
۲- يه روز يه ترکه به خودش نارنجک می بنده خودشو می اندازه زير قطار و تيکه تيکه می شه.بعد از باباش می پرسند:«چرا پسرت اين کار را کرد؟» باباهه می گه:«بچه ام از بچگی حسين فهميده را با دهقان فداکار اشتباه می گرفت.» 
۳- به يه تركه ميگن فرق بلال و خيار چيه ميگه بلال تو فيلم محمد رسول ا... بازي كرده اما خيار نه . ميگن شباهتشون چيه ؟ ميگه هيچ كدوم تو فيلم امام علي بازي نكردن 
۴ - يه روز صدام در حال سان ديدن از ارتشش بود. ميرسه به يه سربازی و ميگه : اگه يه سرباز ايرانی ببينی چيکارمی کنی؟ : نعم ياسيدی میکشمش! اگه ۱۰ سرباز ايرانی ببينی چيکارمی کنی؟ :نعم ياسيدی میکشمشمون! اگه يه تانک ايرانی ببينی چيکار می کنی؟ :نعم ياسيدی می ترکنمش! اگه ۱۰ تانک ايرانی ببينی چيکار می کنی؟ :نعم ياسيدی همش من بجنگم.
۵- یه روز به یه ترکه میگند چرا ترک شدی ؟ جواب میده به علت کمبود امکانات بنده ترک شدم. بعد میژرسند خب چرا لر نشدی ؟ ترکه جواب میده گفتیم امکانات نبود نگفتم که قحطی بوده ...
۶ - می گن:هر جا حسين حسين شنيد حتماْ برو چون نذری می دن... اما هر جا علی علی شنيدی نرو چون حتماْ ماشين هل می دن..
۷- يه روز شيطون زنگ می زنه به خدا می گه: «الو من عزرائيل هستم... »خدا می گه:«ای شيطون شمارت افتاده!» 
۸ - يه ترکه ميره آمپول بزنه .... دکتره ميگه از چپ بزنم يا راست ؟؟؟ ترکه ميگه : آقا قربون دستت ، آقا دايی ما رو درگير سياست نکن 
۹ - يه بابايي ميره لباس فروشي ، ميگه ببخشيد : شلوار نخي داريد ؟ فروشنده ميگه : بله . يارو ميگه : قربون دستت ، دو نخ بده 
۱۰-يه روز به يه رشتيه می گن:«از بچه هات چه خبر؟» می گه:«دختر بزرگه را که شوهر دادم.دختر کوچيکه که تازه شوهر کرده.پسرم هم کار و کاسبيه خوبه.» بهش می گن:«پس چرا خودت را بازنشسته نمی کنی .هنوز کار می کنی ؟» رشتيه می گه :«اووو هنوز خانم را رد نکردم که» 
۱۱- يه بار يه اتوبوس لر می رفتند تهران. شب می شه يکی از لرها می ره جلو و به راننده می گه:«آخه آقای راننده مگه نمی بينی همه مسافرها خوابن.»راننده می گه:«آره مگه چيه؟»لره ميگه :«خوب ديوونه! پس تو برای کی داری رانندگی می کنی؟» 
۱۲ - يه روز يه ترکه از تهران برمی گرده به دهاتشون ..همه دورش جمع ميشن ازش می پرسن :«تهران چه جوری بود مردمش چه جوری بودن ؟» ترکه ميگه : «مردم تهران خيلی خوبن و با محبت هستن هربار که می خواستن منو صدا کنن اسم يه گل رو صدا ميکردن .» ازش می پرسن : «خوب تورو با چه گلی صدا می کردن؟» ترکه ميگه :« اسگل (osgol).» 
۱۳ - يه تركه پدرش فوت ميكنه - مراسم روز هفتم پدرش خيلي شلوغ بوده - مراسم روز چلهم را بليطي ميكنه !! 
۱۴- يه روز به يه تركه ميگن :« آقا شغل شما چيه ؟ »ميگه :« يه مأمور اطلاعات هيچوقت شغلشو نميگه !!» 
۱۵ - به يه ترکه ميگن :«با ماتيز يه جمله بساز.».ترکه ميگه :« می تونم جمله خارجی بسازم »..بهش ميگن :«بله بله ..بفرماييد .» ترکه ميگه : «ماتيز يور نيم ؟ » 
۱۶-از يه بابايی میپرسن: «دخترت رو به کی دادی؟» ميگه: «آشناست. دومادمه...» 
۱۷- يه روز يه يزدی می گه:«چرا واسه ترکها و لرها و... جوک می سازند ولی برای يزدی ها جوک نمی سازند؟»بهش می گن:«تو برو وسط کوير يه سد بساز تا برات جوک بسازند.» يزديه هم می ره وسط کوير خشک و بی آب و علف يه سد می زنه.کارشناسان جوک ميايند بازديد که ببينند می تونند برای يزديه جوک بسازند می بينند يه ترکه با يه لره نشستند بالای سد مشغول ماهی گرفتن هستند. 
۱۸- یه روز دو تا جوجه تيغی به يه کيوی می رسن... اولی به دومی می گه:«اين کيه؟ »دومی می گه: «اين ممد خودمونه رفته سربازي.» 
۱۹- يه بار يه تاکسيه داشته رد می شده .دو تا ترک دست بلند می کنند و راننده هه هم سوارشون می کنه.يکی از تر کها می گه:«آقای راننده!يه چيزی تو پخشت بذار حالشو ببريم.»راننده هه هم می گه:«نوارها تو داشبورده. يکيشو بردار بذار تو پخش.»ترکه هم يک نوار ويديويی از داشبورد برمی داره و سعی می کنه تو سوراخ پخش فرو کنه که دوست ترک تر از خودش می گه:«اين چيه داری می ذاری.آبروی ترک ها رو بردی.اين نوار مال کاميون و تريلی هاست نه مال پيکان.» 
-۲۰تركه هر روز زنگ يك كليسا رو ميزده و در ميرفته. آخر پدر روحاني شاكي ميشه، يك روز پشت در كمين ميكنه، تا تركه زنگ ميزنه، خرشو ميگيره و مي
...پرسه چيكار داري؟ تركه حول ميشه، با تتپته ميگه: ببخشيد، عيسي هست؟!
۲۱ - به يه مار ميگن تا حالا عاشق شدي ؟ ميگه آره .. اما پدر عشق بسوزه .. که من 6 ساله عاشقم .. تازه فهميدم که طرف شيلنگ بوده ..
۲۲ - يه روز يه ترکه با زنش مي رن دکتر. ترکه مي گه: آقاي دکتر زنم اجاقش کوره.بچه دار نمي شه.دکتر هم سه ساعت مرده و زنه را معاينه مي کنه.آخرش مي گه:شما که مشکل نداريد.چند ماهه که ازدواج کرديد. ترکه مي گه : دو هفته!
دکتره داد مي زنه : آخه ديوونه! مگه خانمت مايکروفره که به اين زودي بچه بياره

۲۳ - تركه تو جبهه پشت ضد هوايي بوده ميزنه يه هواپيما رو ميندازه. خلبانه با چتر نجات ميپره بيرون، تركه ميگه: بچهها در برين صاحبش اومد 
۲۴- تركه ميخواسته گردو بشكنه، گردو رو ميگذاره زير پاش، با آجر ميزنه تو سرخودش 
۲۵- تركه سوار اتوبوس ميشه، ميره يك گوشه واميسته. راننده بهش ميگه: آقا اين همه صندلي خالي، چرا نميشيني؟ تركه ميگه: حالا صبر كن، دو دقيقه ديگه همين يك ذره جا هم پيدا نميشه
۲۶ - از يه معتاده مي پرسند؟ تو بيژني؟ مي گه: نه من ژن دارم 
۲۷ - تركه ميفته تو جزيره آدم خورا، آدم خورا ميگيرنش، رئيسشون ميگه: اينا رو پوستشون رو ميكنيم باهاش قايق درست ميكنيم. تركه هم يه چاقو ور ميداره ميگذاره رو شكمش، ميگه: جلو نيايد وگرنه قايقتونو سوراخ ميكنم 
۲۸- يه روز يه آبادانيه رو از زير آوار زلزله در ميارن ميبينن موبايلش دستشه. يارو يه نگا به ملت ميکنه ميگه ويبراتور رو حال کردين 
۲۹- يه روز يه هواپيما داشته سقوط ميکرده، خلبان ميگه هر چي وسايل دارين بريزين پايين. يکي يه دونه سنگ ميندازه، اون يکي يه چاقو ميندازه، يکي ديگه هم نارنجک ميندازه پايين! وقتي به سلامت فرود ميان و از هواپيما پياده ميشن ميبينن يکي سرش شکسته. ازش ميپرسن چي شده؟ ميگه نميدونم چي شد يه دفه از آسمون يه سنگ اومد خورد تو سرم. يکم ميرن جلوتر ميبينن يه بنده خدايي داره از دستش خون مياد ازش ميپرسن چي شده؟ ميگه داشتم ميرفتم يهو از آسمون یه چاقو اومد خورد رو دستم. يکم ديگه ميرن ميبينن يه ترکه داره هر هر ميخنده. ازش ميپرسن چي شده؟ ميگه هيچي بابا داشتم ميرفتم يهو يه گوز دادم اين خونه بغلي خراب شد 
۳۰- تركه زنگ ميزنه 118، ميگه: ببخشيد شماره تلفن غضنفر رو دارين؟! يارو ميگه: نه. تركه ميگه: پس من ميخونم يادداشت كنين 
۳۱- تركه شاكي ميره ثبتاحوال، ميگه: آقا اين اسم من خيلي ضايست، بايد حتماٌ عوضش كنم. كارمنده ازش ميپرسه، مگه اسمتون چيه؟ تركه ميگه: اصغرِ انچهره! كارمنده ميگه: آره خوب حق داريد، بايد حتماً عوضش كنيد. حالا چه اسمي ميخوايد بگذاريد؟ تركه ميگه: اكبرِآانچهره! 
۳۲- تركه پرتقال خوني ميخوره، ايدز ميگيره!
۳۳- - تركه رفته بوده تماشاي مسابقه دو و ميداني، وسط مسابقه از بغليش ميپرسه: ببخشيد، اينا واسه چي دارن ميدون؟! يارو ميگه: براي اينكه به نفر اول جايزه ميدن. تركه يوخده فكر ميكنه، ميپرسه: پس بقيشون واسه چي دارن ميدون
۳۴- تركه ميرسه سر يك صحنة تصادف، از يكي ميپرسه: ببخشيد قربان، اينجا چه خبره؟ يارو هم ميگه: هيچي آقا، اين بدبخت گوزپيچ شده! تركه ميره تو فكر، بعد يك مدت يك بنده خداي ديگه مياد از تركه ميپرسه: ببخشيد اينجا چي شده؟ تركه ميگه: ايلده منم خوب نفهميدم، نميدونم اين بابا پيچيديه گوزيده، گوزيده پيچيده، سر پيچ گوزيده؟!
۳۵- تركه زنگ ميزنه فلسطين، ميبينه اشغاله! 
۳۶- تركه ميميره، باباش رضايت نميده! 
۳۷-از تركه ميپرسن: به نظر شما اگه آمريكا افغانستان و عربستان رو بگيره، به كره و چين هم حمله كنه تكليف ايران چي ميشه؟ تركه ميگه: ايلده چي ميشه نداره كه، ايران ميره جام جهاني 
|
+| نوشته شده توسط
غریبه ای آشنا در
|