تبليغاتX
گریه سهم دل تنگه


موزیک وبلاگ گریه سهم دل تنگه

Free Site Counter
Free Site Counter
نمی خوام که تو تاریکی من تو حروم بشی...
 خط قرمز؟؟؟؟؟
 در مصاحبه  ای آقای احمدی نژاد بیان کردند:

در ایران تنها موردی که جرم محسوب نمیشود انتقاد از مسئولین نظام است!!!!!

واقعاْ که مضحک و خنده دار است که بخواهیم ...................

به نظر من حضرت آیت الله خامنه ای فردی........

راستی تا به حال در کدام رسانه متعلق به جمهوری اسلامی یک کلمه از رهبر عزیز القدر انتقاد شده است؟

یا ایشان عاری از اشکال هستند یا ما به ظرفیتی نرسیدیم که صلاحیت انتقاد از ایشان را داشته باشیم!

اما به نظر میرسد که دیگران کاسه ی داغتر از آش هستند!

تا بسیجی در این وطن زنده است           ریشه ی عدل علی کنده است

************

یا رب این علی کجا و آن علی کجا؟؟؟

***********

مرگ بر حامیان ولایت بر فقیه و دشمنان ولایت فقیه

مرگ بر حامیان ولایت وقفی!!!!!

خدا به داد کسانی برسد که به اسم دین تیشه به ریشه ی دین میزنند!!

راستی اگر اکنون امام زمان ظهور کند! بر طبق روایات گردن کدامیک از این عالمان دین را خواهد زد؟

کدامیک شایستگی حضور در لشکر صاحب الامر را خواهند داشت؟

کلام اخر :

این انقلاب ارث پدری کیست؟

|+| نوشته شده توسط غریبه ای آشنا در  |
 گامی محکم در جهت منزوی سازی ایران در منطقه

ریاست جمهوری زلمی خلیل زاد برابر است با نفوذ بیش از پیش گروه تندروی آمریکا در منطقه

هیچ ابهامی وجود ندارد که حضور خلیل زاد میتواند بزرگ ترین خطری باشد که ایران را در پیشبرد اهدافش در خاور میانه تهدید میکند.

 

زلمي خليل‌زاد كيست؟

خبرگزاري فارس: افغاني الاصل است، بعد از يكسال سفيري در عراق اكنون به سازمان ملل نقل مكان مي‌كند، "پل ولفوويتز" و "زبيگنو برژينسكي" از تاثيرگذارترين افراد در شكل‌گيري افكار وي بوده‌اند، ديك چني مدال خدمت ممتاز وزارت دفاع را به او اعطا كرده و در جنگ آمريكا عليه طالبان در افغانستان سكاندار راهبردهاي نظامي و سياسي بوش بوده است. او تنها کسی بود که به جنگهای داخلی افغانستان و خودسریهای صدام و گروه طالبان را به مقامات آن زمان کاخ سفید هشدار داده بود. حوادثی که پس از دوازده سال وقوع پیوست.

او مغز متفکر کاخ سفید جهت براندازی صدام و انهدام گ

میباشد.

 
روه طالبان و تغییر روش کاخ سفید در خاور میانه میباشد.

به گزارش خبرگزاري فارس، "زلمي خليل‌زاد" در سال 1951 از پدري پشتون و مادري تاجيك در شهر مزار شريف افغانستان به دنيا آمد، پدر وي مشاور دربار ظاهرشاه پادشاه سابق افغانستان بود و به همين دليل تحصيلات خود را تا دوره دبيرستان در مدرسه مخصوص فرزندان نخبگان كشور در كابل (محل سكونت خانواده‌اش) ادامه داد، اين امر سبب شد تا در كنار زبان پدري خود به زبان‌هاي دري، اردو و فارسي مسلط شود .
در آغاز دهه 70 خليل‌زاد هنگاميكه وارد دانشگاه بيروت شد به داشتن گرايش‌هاي چپ و دفاع از فلسطين معروف بود اما در ميانه اين دهه، پس از مهاجرت به آمريكا و ورود به دانشگاه شيكاگو – براي كسب مدرك دكتري – تحولي شگرف پيدا كرد كه گفته مي‌شود اين تحول ناشي از همكلاسي بودن با "پل ولفوويتز" كه اكنون يكي از شاخص‌ترين چهره‌هاي نومحافظه‌كاران است، تحت تاثير قرار گرفتن افكار راست‌گرايانه و تندرو پرفسور"آلبرت وهليتير"، استاد آنها در دوره دكتري كه دوستان صميمي يكديگر نيز بودند، تدريس در دانشگاه كلمبياي شهر نيويورك در آغاز دهه 80 و آشنايي با "زبيگنيو برژينسكي" است.
برژينسكي كه بعد‌ها مشاور امنيت ملي در دولت ريگان شد، نقش بسزايي در تاثير گذاري بر خليل‌زاد و جذب او به سوي انديشه‌هاي راستگراي تندرو كه ويژگي خاص دوره رياست جمهوري ريگان بود ، داشت.
خليل زاد در سال 1985 مليت آمريكايي را كسب و بعد از آن براي مدت كوتاهي به عنوان مشاور ويژه بخش "برنامه‌ريزي سياسي وزارت خارجه آمريكا" در كنار پل ولفوويتز كه رهبري اين بخش را به عهده داشت مشغول به فعاليت شد.
وي در اوج بحران حمله شوروي به افغانستان به واسطه آشنايي كامل با خصوصيات، زبان، فرهنگ و بافت قبيله‌اي افغاني‌ها در مدت كوتاهي توجه همه را به خود جلب كرد و اين امر سبب شد تا پايان دوره رياست جمهوري ريگان در منصب خود در وزارت خارجه بماند و در طول آن دوره و به ويژه پس از آشنايي با شخصيت مهمي همچون "ريچارد پرل" از چهره‌هاي سرشناس نومحافظه‌كاران، رابطه‌اي قوي با اين طيف فكري پيدا كرد.
خليل زاد با استفاده از فرصت طلايي حمله شوروي به افغانستان توانست در خط مقدم نو محافظه‌كاران براي خود جا باز كند؛ وي نقش مهمي در بسيج قبايل افغاني براي رويارويي با شوروي ايفا كرد و از طراحان اصلي ائتلاف سري آمريكا با جنبش‌هاي اسلامي به منظور فراخواني و مسلح كردن داوطلبان براي جهاد برضد شوروي در افغانستان بود.

خليل‌زاد كه پيش بيني كرده بود بي‌توجهي آمريكا به افغانستان پس از خروج نيروهاي شوروي به جنگ داخلي در اين كشور خواهد انجاميد باعث شد كه پل ولفوويتز در دوره اول رياست جمهوري بوش و تصدي مقام دوم پنتاگون از دور انديشي وي در زمينه افغانستان تمجيد كند.
پل ولفوويتز گفت آنچه خليل زاد سال 1989 نسبت به آن هشدار داد پس از 12 سال به طور كامل تحقق يافت و پيش‌بيني‌هاي وي در مورد جنگ داخلي در افغانستان و تهديد تمام منطه از سوي جنبش هاي اسلامي در مدت زمان كوتاهي عملي شد .
خليل زاد همچنين در سال 1988 طي يادداشتي به "جورج شولتز" دبيركل وقت آمريكا، نسبت به خطر تهديد نظامي صدام حسين هشدار داد و آمريكا را به عدم حمايت از عراق دعوت و خواستار نزديكي تدريجي اين كشور با ايران شد.
وي در يادداشت خود تا آنجا پيش رفت كه براي سرنگوني نظام صدام حسين خواستار مسلح كردن مخالفان عراقي شد اما شولتز نتوانست باور كند اما پس از گذر دو سال و با حمله صدام حسين به كويت پيش بيني‌هاي خليل‌زاد محقق شد.
زلمي خليل زاد به رغم موضع نومحافظه‌كاران به موضع خود در قبال ايران پايبند ماند و در آغاز دهه نود كتابي با عنوان " ايران انقلابي " منتشر كرد كه در اين كتاب آمريكا را به اتخاذ سياستي پراگماتيك در قبال ايران دعوت كرده است. خليل زاد اين كتاب را به كمك همسر اتريشي خود "شيريل بينارد" نوشت .
خليل زاد در پايان دوره دوم رياست جمهوري ريگان در سال 1989 به مدت دو سال كار تدريس در رشته علوم سياسي را در دانشگاه كاليفرنياي سانتاياگو از سر گرفت و در اواخر سال 1991 در دوره رياست جمهوري بوش پدر براي مدت كوتاهي به سمت مشاور ويژه بخش برنامه ريزي سياسي وابسته به وزارت دفاع كه ديك چني معاون رئيس جمهور فعلي رياست آنرا به عهده داشت، منصوب شد.
به رغم اينكه خليل‌زاد بيشتر از يك سال در اين سمت باقي نماند اما چني آنقدر شيفته وي شد كه در جشني كه براي خداحافظي زلمي ترتيب داده بود مدال خدمت ممتاز وزارت دفاع را به او اعطا كرد؛ خليل زاد به در خواست خود سال 1993 وزارت دفاع را ترك كرده و به موسسه (رند) كه يكي از بزرگ‌ترين موسسات تحقيقاتي و برنامه ريزي استراتژيك آمريكايي در زمينه نظامي است، ملحق شد.
وي در اين موسسه مركز مطالعات خاورميانه را تاسيس كرد و در طول دو دوره رياست جمهوري "بيل كلينتون" به واسطه نشر مطالعات خود در موسسه رند و پس از ترك اين موسسه و حضور در شركت نفتي يونوكال، نقش مهمي در انتقاد از سياست آمريكا در قبال افغانستان را بر عهده داشت.
در اوايل ظهور طالبان و گسترش حاكميت آنها بر افغانستان اوايل 1996 خليل زاد به دليل حمايت غير مستقيم دولت كلينتون از طالبان ، به واسطه حمايت اطلاعات پاكستان ازاين گروه، از سياست‌هايي اين دولت دموكرات انتقاد كرد و آن را خطاي فاحش استراتژيك ناميد.
گرچه خليل‌زاد در اوايل با ظهور طالبان مخالف بود اما پس از بسط سيطره اين گروه بر تمام افغانستان و تثبيت وجود آنها وي سياستي پراگماتيك در قبالشان اتخاذ كرد و در بهار سال 1997، اولين ديدار مسئولان جنبش طالبان با مسئولان آمريكايي شركت نفتي يونوكال كه در آن زمان خود مشاور استراتژيك آن بود را در واشنگتن ترتيب داد تا نظر طالبان را براي عبور انتقال نفت درياي خزر و گاز تركمنستان به بندر كراچي پاكستان از طريق افغانستان كه حدود 100 ميليون دلار نيز هزينه شده بود،جلب كند.
براي حل وفصل اين مشكل شركت يونوكال از خليل زاد و مشاور افغاني ديگري به نام حامد كرزي كمك خواست و در اين ديدار هيات طالبان درازاي عبور لوله‌هاي نفت و گاز از خاك افغانستان به رسميت شناختن طالبان از سوي آمريكا را خواستار شدند كه
خليل‌زاد در خطاب به هيات طالبان گفت: " در مقابل شما دو گزينه وجود دارد يا اينكه با عبور لوله هاي نفت وگاز موافقت مي‌كنيد كه در اين صورت افغانستان را به دشتي پر از طلا تبديل خواهيم كرد و يا اينكه مخالفت كنيد كه در آن صورت آنرا دشتي پر از بمب خواهيم ساخت ".
خليل زاد قبل از به حكومت رسيدن نومحافظه‌كاران در دوره رياست جمهوري بوش پسر اوايل2001 استراتژي سرنگوني طالبان را در پيش گرفت . پس از حملات موشكي آمريكا به پايگاه‌هاي القاعده در افغانستان در پي انفجار‌هاي تروريستي در سفارتخانه‌هاي اين كشور در نايروبي و دارالسلام اگوست 1998 خليل زاد از سياست هاي كلينتون در برخورد با القاعده انتقاد كرد.
خليل‌زاد تنها راه برخورد با اين خطر را سرنگوني طالبان مي‌دانست و اوايل سال 2001 كمي پيش ازروي كار آمدن دولت بوش تحقيقي كامل كه شامل طرحي براي خارج ساختن افغانستان از قبضه طالبان بود در مجله "واشنگتن كوارترلي" منتشر كرد.

با فرارسيدن دوره اول رياست جمهوري بوش پسر در اواخر ژانويه 2001 خليل زاد، مجددا در شمار تصميم گيرندگان سياسي درآمد و ضمن اينكه جزو كادر دونالد رامسفلد در وزارت دفاع محسوب مي‌شد به عنوان مشاور ويژه پل ولفوويتز مشغول به كار شد.
چهار ماه قبل از حمله هاي تروريستي 11 سپتامبر 23 مه 2001 كاندوليزا رايس مشاور امنيت ملي كاخ سفيد زلمي را به عنوان مسئول امور جنوب غرب آسيا و خليج فارس و شمال آفريقا منصوب كرد و پس ازحملات 11 سپتامبر نيز به سمت مشاور و نماينده ويژه بوش در امور افغانستان منصوب شد؛ خليل‌زاد مهمترين مقام آمريكايي در جنگ اين كشور عليه طالبان و القاعده تبديل و سكاندار استراتژي هاي نظامي و سياسي آمريكا در افغانستان را به عهده گرفت.
بعد از سقوط طالبان، پس از آنكه ظاهر شاه پادشاه پير افغانستان در كنفرانس گروههاي افغاني در "بن" به دليل كهولت سن از پذيرش قدرت امتناع كرد، ايالات متحده به خليل‌زاد اختيار تام داد كه به عنوان نمايند ويژه بوش، شخصي را براي رياست دولت انتقالي پيشنهاد دهد كه اين امر در نهايت به انتصاب حامد كرزاي همكار سابق زلماي در شركت نفتي يونوكال، به عنوان رئيس جمهور مردم افغانستان منجر شد.
خليل زاد در سپتامبر 2003 به عنوان سفير آمريكا در عراق منصوب شد و بدين ترتيب حكومت ميان او و همكار سابقش در يونوكال تقسيم شد.

گفته مي شود خليل‌زاد افغاني 55 ساله، نقش مهمي در سياست خارجي جورج بوش رييس‌جمهوري آمريكا در كمك به ساختار تشكيل دولت افغانستان ايفا كرده است و به همين دليل بود كه پس از كسب اين موفقيت سناي آمريكا در 28 خرداد 84 به انتخاب زلمي خليل زاد به عنوان سفير واشنگتن درعراق راي اعتماد داد.
در جلسه شنود كميسيون روابط خارجي كنگره آمريكا براي اعطاي راي اعتماد به خليل‌زاد، يك طرح هفت بندي براي همكاري با عراقي‌ها جهت شكست افراد مسلح در عراق ارايه شد؛ اعضاي اين كميسيون فعاليت و تلاش هاي زلمي را در افغانستان ستودند و نسبت به توانايي وي براي غلبه بر چالش هاي دشوار فرا روي آمريكا در عراق ابراز اطمينان كردند

|+| نوشته شده توسط غریبه ای آشنا در  |
 مطهری و شریعتی
 

کتابخانه ای از کتب شهید مطهری ( کلیک کن )

 

رویارویی دو فكر دینی

 بخوانید و قضاوت با خود شما

كمتر از 6 ماه از مرگ نابهنگام علی شریعتی، جامعه‌شناس انقلابی ایران نگذشته بود كه در اوج بحث‌های نیروهای مذهبی درباره وی، نامه‌ای به امضای مهندس مهدی بازرگان و آیت‌الله مرتضی مطهری منتشر شد. این نامه كه به خط آیت‌الله مطهری نگاشته شده است، تاریخ 23/9/1356 را بر پیشانی خود دارد. آخرین روزهای آذر ماه 56، تحولات ایران به سویی می‌رفت كه شورش‌های دانشجویی و گاه مسلحانه، به آرامی تبدیل به ناآرامی‌های شهری می‌شد. ایران بر آستانه انقلاب بود، لیكن هنوز نشانه‌های روشن آن را كسی نمی‌دید. با این همه علی شریعتی و نوشته‌ها و گفته‌هایش در خیزشی كه از دانشگاه به میان مردم می‌رفت، تاثیری شگفت‌آور گذاشته بود. از طرفی شریعتی از همان هنگام كه ظهور كرد و نامش دهان به دهان می‌چرخید تا سفر بزرگش و حتی پس از آن، عشق و كین بسیاری انگیخت. پدیده «شریعتی» كه اتفاقاً پدیده منحصر به فرد تاریخ روشنفكری ایران نیز هست، از آن جهت پرمناقشه شد كه پروژه خود را نوسازی دینی قرار داده بود. انتشار نامه مهندس بازرگان و آیت‌الله مطهری درباره او ابعاد گسترده مناقشه بر سر شریعتی را آشكارتر می‌كند. آیت‌الله، نامه را چنین آغاز می‌كند: «نظر به اینكه مسائل مربوط به مرحوم دكتر علی شریعتی مدتی است موضوع جنجال و اتلاف وقت طبقات مختلف و موجب انصراف آنها از مسائل اساسی و حیاتی و وسیله بهره‌برداری افراد و دستگاه‌های مغرض گردیده است، اینجانبان تبادل‌نظر در این مسائل را ضرور دانستیم.» در ادامه نامه تاكید شده است: «اینجانبان كه علاوه بر آشنایی به آثار و نوشته‌های مشارالیه، با شخص او فی‌الجمله معاشرت داشتیم، معتقدیم نسبت‌هایی از قبیل سنی‌گری و وهابی‌گری به او بی‌اساسی است و او در هیچ یك از مسائل اصولی اسلام از توحید گرفته تا نبوت و معاد و عدل و امامت گرایش غیراسلامی نداشته است» اما در این نامه آنچه مناقشه‌ها را افزون كرد، بخش پایانی آن بود. نویسنده نامه در این بخش آورده بود: «ولی نظر به اینكه تحصیلات عالیه و فرهنگ او غربی بود و هنوز فرصت و مجال كافی نیافته بود در معارف اسلامی مطالعه وافی داشته باشد، تا آنجا كه گاهی از مسلمات قرآن و سنت و معارف و فقه اسلامی بی‌خبر می‌ماند، هر چند با كوشش زیاد به تدریج بر اطلاعات خود در این زمینه می‌افزود، در مسائل اسلامی حتی در مسائل اصولی دچار اشتباهات فراوان گردیده است كه سكوت در برابر آنها ناروا و نوعی كتمان حقیقت [...] است» در پایان این نامه نیز تاكید شده بود: «اینجانبان بر آن شدیم به حول و قوه الهی، ضمن احترام به شخصیت او و تقدیر از زحمات و خدماتش در سوق دادن نسل جوان به طرف اسلام، بدون مجامله و پرده‌پوشی و بدون اعتنا به احساسات طرفداران متعصب و یا دشمنان مغرض، طی نشریاتی نظریات خود را درباره مطالب و مندرجات كتاب‌های ایشان بالصراحه اعلام داریم.»

وعده پایانی البته هیچ‌گاه محقق نشد، مهندس بازرگان چندی پس از انتشار این نامه و واكنش‌های محافل سیاسی و روشنفكری، اعلام كرد كه امضای خود را از این نامه پس می‌گیرد. آیت‌الله مطهری اما امضای خود را پس نگرفت و البته نظرات خود را نیز در «نشریاتی» كه وعده كرده بود منتشر نكرد. آنقدر كه امضای بازرگان بر این نامه شگفت‌آور بود، امضای مطهری چندان عجیب تلقی نشد. آنان ماجراهای حسینیه ارشاد و نحوه خروج آیت‌الله مطهری از هیات مدیره آن را می‌دانستند، انتشار این نامه را نیز تبعات آن جدایی دانستند. لیكن مهندس بازرگان چگونه چنین نامه‌ای را امضا كرد؟ در این‌باره اطلاعات زیادی در دست نیست. اما انتقاداتی كه به شریعتی در این نامه وارد می‌شود، بعدها بخش‌هایی از روحانیان به خود بازرگان نیز وارد كردند. از طرفی اینكه «تحصیلات عالیه و فرهنگ او غربی» بوده و از «فقه اسلامی» بی‌خبر می‌ماند، انتقادی است كه انتظار طرح آن از سوی مرحوم بازرگان نمی‌رود. اینكه نامه چگونه تهیه شده است نكته‌ای است كه مطلعان باید معلوم كنند. لیكن اینكه بازرگان امضای خود را پس گرفت، نشان می‌دهد كه حداقل با بخش‌هایی از نامه موافق نبوده است.

« كوچك‌ترین گناه این مرد بد نام كردن روحانیت است. او همكاری روحانیت با دستگاه‌های ظلم و جور علیه توده مردم را به صورت یك اصل كلی اجتماعی درآورد، مدعی شد كه ملك و مالك و ملا و به تعبیر دیگر تیغ و طلا و تسبیح همیشه در كنار هم بوده و یك مقصد داشته‌‌اند.» «و خدا می‌داند كه اگر خداوند در كمین او نبود او در ماموریت خارجش چه بر سر روحانیت و اسلام می‌آورد.»

اما انتقاد آیت‌الله مطهری با شریعتی، در این نامه، بعدها به مخالفتی همه‌جانبه تبدیل شد. مطهری فرصت نیافت كه انتقادات خود را در نشریاتی مستقل منتشر كند، لیكن پس از حدود 15 سال، برخی نوشته‌های خصوصی او در انتقاد از شریعتی توسط دوستدارانش منتشر شد و ابعاد بیشتری از ماجرا را از پرده بیرون انداخت. از همان زمانی كه شریعتی كارش بالا گرفت، درگیری‌اش با روحانیت نیز آغاز شد. شریعتی بارها انتقادات تندی از روحانیت مطرح می‌كند كه بخشی از آن در زمان حیاتش نیز منتشر شده است. او حتی به نقد واژه «روحانی» به عنوان لغتی در برابر «جسمانی» می‌پردازد و آن را ساخته صفویان می‌داند كه معتقد است بسیاری از پیرایه‌ها به دین را آنان بسته‌اند و حتی از مسیحیت الهام گرفته‌‌اند. شریعتی تعبیر «عالم اسلامی» را در برابر «روحانیت» می‌‌كشاند و تاكید دارد كه عالم اسلامی، هیچ‌گاه از راه دین ارتزاق نمی‌كند و در مفهوم جامعه‌شناسی آن یك «طبقه» نیست. شریعتی برای   شاهد سخن خود به صدر اسلام رجوع می‌كند كه اصحاب پیامبر علاوه بر آنكه «عالم دین» بوده‌اند، شغل جداگانه‌ای نیز داشته‌اند و طبقه اقتصادی خاصی تشكیل نداده‌اند. شریعتی آنگاه در نقد وضعیت فلاكت‌بار جامعه ایرانی از همراهی روحانیون با خوانین و قدرتمندان هر سرزمین نیز حمله می‌كند و حتی در یكی از جلسات خصوصی‌اش در نواری كه عنوان «تخصص» به خود گرفت  انتقادات شدیدی نسبت به رفتار و منش روحانیان نیز دارد.

هر چند انتقادات شریعتی از روحانیت افزون شد، موضع‌گیری روحانیون نیز در برابر او افزایش یافت. شریعتی كوشید تا در یك جلسه پرسش و پاسخ اتهام مخالفت با روحانیان را از خود دور كند و تاكید كرد كه او با «عالمان اسلامی» هیچ مشكلی ندارد. لیكن انتشار كتاب «تشیع علوی و تشیع صفوی» مخالفت‌ها را به دشمنی بدل كرد. او در این كتاب به «علامه مجلسی» انتقادات سختی وارد كرده بود كه چگونه توانسته احادیث نادرستی را درباره امامان شیعه در كتابش گردآوری كند. شریعتی در این كتاب نمونه‌هایی نیز آورده بود. انتشار این كتاب هر گونه امكان حل مسالمت‌آمیز ماجرای شریعتی و روحانیان سنتی را منتفی كرد. او خود در یكی از نامه‌های خصوصی‌اش كه به «پدرش» نگاشته در پاسخ به انتقاد پدر كه اگر مجلسی و... را از شیعه بگیریم چه می‌ماند، پاسخ دردمندانه‌ای داده است كه شیعه مگر فقط همین افراد را دارد؟ او تاكید می‌كند كه من بین امام معصوم و مجلسی اولی را برگزیده‌ام. به این ترتیب مشخص بود كه شریعتی از انتقادات خود دست نخواهد كشید. سپس روحانیون سنتی كه خطری بزرگ از جانب شریعتی احساس می‌كردند، كوشیدند تا به مقابله با وی بپردازند. بسیاری كتاب‌ها و نقدها و جزوه‌ها و سخنرانی‌ها علیه شریعتی منتشر شد و او به انواع اتهامات سنی‌گری و وهابی‌گری متهم گردید. شریعتی در پاسخ به یكی از این كتاب‌ها با عنوان «دفاع از اسلام و روحانیت، پاسخ به برقعی و دكتر علی شریعتی» نامه‌ای تند به مدیر چاپخانه فیض قم نوشته و رونوشت آن را به آیت‌الله گلپایگانی و دیگر آیات عظام نیز فرستاده است.

در بخش پایانی این نامه كه به زبانی تلخ و البته طنزآمیز آنچنان كه سبك شریعتی است نگاشته شده، آمده است: «در كتاب كویر، قصه‌ای دارم به نام «كاریز» سخن از مومن آبادی است كه رمز مزرعه ایمان است در عصر ما كه بایر مانده و خشكیده، زیرا كاریزش خشك شده و لایه‌های رسوبی قرن‌ها چشمه‌های  جوشان آب آن را كور كرده است، می‌خواهم بگویم، به رغم بدبینی‌ها و تلقین‌ها و یاس‌ها و تبلیغ دشمنان مذهب، مومن‌آباد در آینده نسل انسان متمدن دوباره آباد خواهد شد، چگونه؟ با شكست رسوب‌های ‌سفت شده‌ای كه قنات را كور كرده است. آن «روح» كه در تاریخ گاه فرود می‌آمد و در نسلی می‌دمید و از عمق فطرت‌های كور و مرده، چشمه‌های خشك ایمان و عشق را باز می‌كرد و خرمی سرسبزی به مزرعه ایمان می‌بخشید، در عصر ما هم فرود آمده و جویبارهای آب زلال از اعماق فطرت نسل آگاه امروز سرزده است... در كتاب «دفاع از اسلام و روحانیت» این قصه ادبی فلسفی مذهبی، بدین صورت نقد علمی و روحانی شده است كه: «آن پیرمرد بوی پسربچه‌ای شنیده و به قصد لواط با دكتر به قنات آمده. مثل این دو مثل سیلمه و سجاع است كه... (ص 266 و). مدعیان روحانیت و علم و دین و اخلاق جامعه! عمامه‌هاتان را بالاتر بگذارید كه «محیی شریعه و حامی شیعه و مدافع اسلام و روحانیت» دارید!» [نامه‌ها چاپ 6 ص 23]

شریعتی در همین زمان با مجله مكتب اسلام هم درگیر شد. به این مجله نامه‌ای نوشته و  خواستار دریافت مدارك تاریخی دعای ندبه شده بود. پاسخ مجله كه به صورتی  علنی منتشر شد، حاوی انتقادات و حملات تندی به شریعتی بود. مكتب اسلام برخی نوشته‌های دیگر شریعتی را هم نقد كرد از جمله تفسیر او از آن آیه قرآن را كه میوه ممنوعه‌ای  را كه آدم خورد و از بهشت رانده شد را میوه «آگاهی» و رانده شدن از «بهشت بی‌خبری» تعبیر كرده بود.

به این ترتیب پس از روحانیان سنتی، روحانیان نوگرای حوزه نیز به رویارویی علنی به شریعتی كشیده شدند. آیت‌الله مطهری اما تا زمان انتشار نامه مشترك با مهندس بازرگان، در حاشیه این انتقادات مانده بود. البته براساس اسنادی كه چندی پیش مركز اسناد انقلاب اسلامی از شریعتی منتشر كرده، گزارش ساواك حاكی از آن است كه برخی حملاتی كه در مساجد تهران علیه شریعتی انجام می‌‌شده، با اطلاع و حمایت آیت‌الله مطهری بوده است.

شهادت آیت‌الله مطهری در بدو پیروزی انقلاب، اجازه علنی‌تر شدن این اختلاف‌ها را نداد. بعدها مشخص شد كه تقریباً همزمان با انتشار نامه مشترك مطهری و بازرگان، او نامه‌ای نیز به آیت‌الله خمینی، رهبر فقید انقلاب نوشته و  در آن از ایشان «اجازه» خواسته است كه از «بت‌سازی» شریعتی  جلوگیری كند. از پاسخ رهبر فقید انقلاب به این نامه اطلاعی نداریم. لیكن نامه مطهری گویای بسیاری از اختلافات بنیادی دو تفكری است كه در یك مقطع تاریخی خاص، برای «انقلاب سیاسی» متحد شده بودند. مطهری در این نامه «هشدار»آمیز خود چند مسئله را مطرح می‌كند كه مهمترین آن مسئله شریعتی است. او از  اینكه شریعتی در كنار سید جمال و اقبال مطرح می‌شود ابراز نگرانی كرده و می‌گوید: «عجباً! می‌خواهند با اندیشه‌‌هایی كه چكیده افكار ماسینیون مستشار وزارت مستعمرات فرانسه در شمال آفریقا و سرپرست مبلغان مسیحی در مصر و افكار گورویچ یهودی ماتریالیست و اندیشه‌های ژان پل سارتر اگزیستانسیالیست ضدخدا و عقاید دوركهایم جامعه‌شناس ضدمذهب است، اسلام نوین بسازند، پس و علی الاسلام السلام» مطهری می‌افزاید: «فكر می‌كنم كه تعهدی كه درباره این شخص دارم دیگر ملغی است، در عین حال منتظر اجازه و دستور آن حضرت [آیت‌الله خمینی] می‌باشم. كوچك‌ترین گناه این مرد بد نام كردن روحانیت است. او همكاری روحانیت با دستگاه‌های ظلم و جور علیه توده مردم را به صورت یك اصل كلی اجتماعی درآورد، مدعی شد كه ملك و مالك و ملا و به تعبیر دیگر تیغ و طلا و تسبیح همیشه در كنار هم بوده و یك مقصد داشته‌‌اند.» او سپس می‌نویسد: «و خدا می‌داند كه اگر خداوند نبود از باب «ویمكرون و یمكر الله و الله خیر الماكرین» در كمین او نبود او در ماموریت خارجش چه بر سر روحانیت و اسلام می‌آورد.»

مطهری حتی مرگ شریعتی را نیز «مكر خداوند» برای جلوگیری از انجام ماموریت «خارجش» می‌داند و سپس به رهبر فقید انقلاب توصیه می‌كند كه مقالات شریعتی در كیهان را بخواند كه «احدی از ملیت ایرانی به این خوبی و مستند به یك فلسفه امروز پسند دفاع نكرده است. شایسته است نام آن را «فلسفه رستاخیز» بگذاریم.»

رویارویی روحانیت و شریعتی حتی به سطح نوگراترین روحانیان همه‌دوره شریعتی نیز كشیده شد و مطهری شاخص‌ترین منتقد او بود. شاید مهمترین دلیل این رویارویی، همان نكته‌ای باشد كه در نامه مشترك مطهری و بازرگان نیز به آن اشاره شده است. شریعتی از برخی مسلمات «فقه اسلامی» عدول كرده بود.

 

 منبع: http://www.sharghnewspaper.com/830212/polit.htm#s49512 

|+| نوشته شده توسط غریبه ای آشنا در  |
 روسیه مدافع ایران در آژانس
معاون دبیر شورای امنیت ملی روسیه :
ایران هیچ یک از تعهدات خود را نقض نکرده است / موضوع هسته ای ایران هنوز می تواند از طریق دیپلماسی حل شود / برای هرگونه اقدام بر ضد ایران باید بهای سنگینی پرداخت کرد
یک مقام عالی رتبه روسیه با بیان اینکه آژانس بین المللی انرژی اتمی همچنان زمان دارد تا راه حلی را برای بحران به وجود آمده در مورد برنامه هسته ای ایران پیدا کند، تاکید کرد که ایران هیچ یک از تعهدات خود را نقض نکرده است.

به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از خبرگزاری ریا نووستی،" ولادیمیر نظراف " معاون دبیر شورای امنیت ملی روسیه در میز گردی با موضوع ایران گفت :" زمان برای پیدا کردن یک راه حل دیپلماتیک در مورد این مشکل هنوز به پایان نرسیده است."

وی خاطر نشان کرد:" ایران تاکنون هیچ یک از تعهدات بین المللی خود را با توجه به استانداردهای آژانس بین المللی انرژی اتمی و مفاد قرار داد ان. پی. تی ، نقض نکرده است."

نظراف تصریح کرد:" تا زمانی که ایران در چارچوب قانونی فعالیت می کند، ما نباید آن را از این چارچوب خارج کنیم."

وی افزود:" همه درخواستها مبنی بر اقدامات سخت علیه ایران وضعیت را بدتر می کند؛همه باید بدانند که بهای این مسئله بسیار سنگین تمام می شود." 

نظراف اذعان کرد که با این وجود پتانسیل آژانس برای حل موضوع هسته ای ایران به پایان نرسیده و کارشناسان آژانس اطلاعات کافی درباره برنامه هسته ای ایران داشته اند تا بتوانند برای پیدا کردن یک راه حل متعادل و درستی کمک کنند.

معاون دبیرشورای امنیت روسیه همچنین تاکید کرد که پیشنهاد روسیه به ایران در زمینه غنی سازی اورانیوم در خاک روسیه هنوزروی میز باقی است."

وی تصریح کرد:" این گزینه ای است که همچنان برای حل بحران وجود خواهد داشت، اما نباید به عنوان پوششی برای اقداماتی استفاده شود که مفاد پروتکل الحاقی قرار داد ان. پی . تی را نقض کند." 

این در حالی است که " ولادیمیر پوتین" رئیس جمهوری روسیه قطعنامه ضد ایرانی اخیر را که در شورای حکام آژانس بین المللی اتمی به تصویب رسید، یک قطعنامه برابر و متعادل توصیف کرد.

|+| نوشته شده توسط غریبه ای آشنا در  |
 حمایت روسیه از ایران
وزیر دفاع روسیه :
هرگز اجازه درگیری با ایران را نمی دهیم/ اقدام علیه ایران پیامدهای جبران ناپذیری خواهد داشت
"سرگئی ایوانف" وزیر دفاع روسیه اعلام کرد که مواجهه و درگیری با ایران پیامدهای غیر قابل جبران خواهد داشت.

به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از خبرگزاری فرانسه، ایوانف گفت :"ماهرگز اجازه نخواهیم داد تا مناقشه(بر سربرنامه صلح آمیز هسته ای ایران)، به درگیری منجر شود".

ایوانف که با روزنامه ایتالیایی لااستامپا گفتگو می کرد، اظهار داشت:" هر تلاشی برای راندن ایران به سوی درگیری می تواند منجر به پیامدهای حتمی و غیر قابل برگشتی شود".

وزیر دفاع روسیه گفت :" من به گفتگوهای ایران و روسیه در اواسط فوریه که احتمال مشارکت چین نیز در آن وجود دارد، امیدوار هستم".

از سوی دیگر خبرگزاری شین هوا گزارش داد که "جیان فرانکو فینی" وزیر امور خارجه ایتالیا در دیدار خود با "سرگئی لاوروف" وزیر امور خارجه روسیه از وضعیت موضوع هسته ای ایران ابراز نگرانی کرد.

فینی در رم گفت: اگر ما می خواهیم کاملاً  مشخص کنیم که ایران به دنبال انرژی هسته ای صلح آمیز است باید به تلاش های دیپلماتیک خود دامه دهیم .

فینی با استفاده ابزاری از واژه جامعه بین الملل برای قبولاندن اظهارات غیر منطقی خود گفت:" ایران باید درک کند که دیگر حرف هایش برای جامعه بین الملل کفایت نمی کند، آنها باید دلایل ارائه کنند."

این در حالی است که  ولادیمیر نظراف " معاون  دبیر شورای امنیت ملی روسیه با تاکید بر اینکه ایران هیچ یک از تعهدات خود را نقض نکرده است، گفت: موضوع هسته ای ایران هنوز می تواند از طریق دیپلماسی حل شود .

وی هشدار داده است که برای هرگونه اقدام بر ضد ایران باید بهای سنگینی پرداخت کرد

|+| نوشته شده توسط غریبه ای آشنا در  |
 جنگ و تحریم سازکار نیست
ضمن درخواست از ایران برای همکاری با آژانس؛
وزیر خارجه روسیه: تحریم و راه حل نظامی در پرونده هسته ای ایران کارساز نیست
سرگئی لاوروف وزیر امور خارجه روسیه ضمن درخواست از ایران برای همکاری با آژانس بین المللی انرژی اتمی هشدار داد که تحریم ایران ازسوی جامعه بین الملل، موضوع هسته ای تهران را حل نخواهد کرد.

به گزارش خبرگزاری "مهر" به نقل از خبرگزاری آسوشیتدپرس، لاوروف در مقاله ای که بر روی پایگاه اینترنتی وزارت امور خارجه منتشر گردید، نوشته است : موضوع هسته ای ایران هم درست مانند پرونده هسته ای کره شمالی است؛ راه حلی نظامی برای آن متصور نیست و از طریق تحریم هم قابل حل نیست.

وزیر امور خارجه روسیه گفت که هر دو وضعیت نمونه هایی از یک قوانین کلی هستند؛ مسائلی که می توانند از طریق همکاری حل و فصل شوند و منزوی کردن کشور که دارای پرونده است کمکی به حل این ماجرا نمی کند.

لاوروف افزود: آژانس باید به کار آرام سیاسی خود در خصوص ایران ادامه دهد اما اقدام زیاد در این مورد بسته به آمادگی تهران برای پاسخ گویی به نگرانی های بین المللی و تداوم همکاری با آژانس دارد.

این مقام روسیه در خاتمه هشدار داد که تنش ها در خصوص ایران، سوریه و لبنان می تواند منطقه خاورمیانه را با بی ثباتی بیشتری مواجه کند.

|+| نوشته شده توسط غریبه ای آشنا در  |
 ارجاع گزارش هسته ای ایران به ...
رئیس حزب سوسیال دمکرات آلمان :
ارجاع گزارش موضوع هسته ای ایران به شورای امنیت پایان دیپلماسی نیست/گزینه نظامی راهکار مناسبی نیست
رئیس حزب سوسیال دمکرات آلمان مخالفت خود را با حمله احتمالی نظامی به ایران اعلام و خاطر نشان کرد : ارجاع گزارش پرونده هسته ای ایران به شورای امنیت پایان دیپلماسی نیست .

به گزارش خبرگزاری مهر،"ماتیاس پلاتسک " رئیس حزب سوسیال دمکرات آلمان درگفتگو با روزنامه فرانکفورترآلگماینه همچنین خاطر نشان کرد: گزینه هایی همانند حمله نظامی به ایران تنها متعلق به "میز" است.

وی با بیان این مطلب که سیاستمداران و اعضای حزب سوسیال دمکرات آلمان هر گونه حمله نظامی به ایران را محکوم می کنند  اظهار داشت: من منعتقدم که این امر نمی تواند گزینه مناسبی درحل فصل پرونده هسته ای ایران به شمار آید .

این در حالی است که دولت آمریکا گزینه حمله احتمالی به ایران را هنوز مختومه نمی داند .

از سویی دیگر " ژاک شیراک " رئیس جمهوری فرانسه نیز حمله به کشورهای حامی تروریسم را امری عادی خواند . " میشل الیوت ماری " وزیر دفاع فرانسه نیز در گفتگوی اخیر خود با روزنامه دی ولت خاطر نشان کرد که رئیس جمهوری این کشور هیچگاه از ایران در این رابطه نام نبرده است .

رئیس حزب سوسیال دمکرات آلمان با ابراز خرسندی از موضع اخیر " فرانک - والتر اشتاین مایر " وزیر امورخارجه این کشور مبنی بر مخالفت جدی با حمله نظامی به ایران تصریح کرد: وزیر امورخارجه آلمان توانست واکنش مناسبی در قبال این امر نشان دهد که قابل تقدیر است.

وی درباره اختلاف نظر احتمالی صدراعظم و وزیر امورخارجه آلمان درباره حمله احتمالی به ایران اظهار داشت : اختلاف نظر امری طبیعی بوده و در تمام جهان امکان پذیر است .

" پلاتسک" در پایان این گفتگو خاطر نشان کرد: ارجاع گزارش پرونده هسته ای ایران به شورای امنیت سازمان ملل پایان  دیپلماسی نیست، بلکه هنوز می توان گامهای مهم دیپلماتیک برداشت . 

|+| نوشته شده توسط غریبه ای آشنا در  |
 گزارشی از زندانیان ......

نهادهاي مدافع حقوق بشر !

ايرانيان مدافع حقوق بشر !

در گزارش حاضر بخشهايي از نقض حقوق بشر در ايران,درارتباط با زندانيان سياسي میباشد كه توسط كانون فرياد گردآوري شده به اطلاع مي رسانيم:

اخبار مربوط به زندانيان سياسي :

1 ـ مديريت سازمان زندانها, اشرار ، قاتلين و مجرمين خطرناک را در زندان گوهردشت كرج متمرکز کرده است . تعدادي از زندانيان سياسي همچون آقايان حجت زماني ، بينا داراب زند ، ارژنگ داودي ، مهرداد لهراسبي ، جعفر اقدامي ، شهرام پورمنصوري ، فرهنگ پورمنصوري، ولي الله فيض مهدوي، خالد حرداني ، افشين بايماني، امير ساران و ... در اين زندان دراسارت هستند وامنيت جاني ندارند . ترکيب زندانيان در اين زندان چنان است که خود زندانبانان نيز در ترس و وحشت بسر مي برند.

2-اعتصاب جمعي از زندانيان سياسي در زندان گوهردشت كرج( آقايان امير ساران،ارژنگ داوودي ،جعفر اقدامي،حجت زماني) با انتشار اطلاعيه يي اعلام كردندكه در حمايت از اعتراضهاي مردم خوزستان و كردستان ،به مدت سه روزدست به  اعتصاب غذا زده اند.براساس اين اطلاعيه , اعتصاب غذاي زندانيان از دهم تا سيزدهم مرداد ماه بوده است .

3 ـ آقاي حسين علي قاضيان متهم رديف اول پرونده « نظر سنجي » که در دادگاه تجديد نظر به اتهام همکاري با دولت متخاصم از طريق نظر سنجي و همکاري با موسسات گالوپ و زاگبي و تبليغ عليه نظام به چهار و نيم سال زندان محکوم شده گفت : مدت 3 سال است که در زندان انفرادي اوين محکوميت خود را سپري مي کند . سه سال است که ايشان به شعبه دوم تشخيص ديوان عالي کشور اعتراض کرده و در انتظار رسيدگي بسر مي برد.

4 ـ دکتر نعمت احمدي وکيل مدافع کيانوش سنجري که در تاريخ 26 خرداد توسط مامورين امنيتي در تهران بازداشت شد اعلام کرد : نام موکل وي در فهرست زندانيان زندان اوين ثبت نشده و پيگيريهايش تاکنون براي ملاقات با کيانوش سنجري و دانستن محل نگهداري او بي نتيجه بوده است .

5 ـ آقاي ابوالفضل رضا سروش که به اتهام بمب گذاري در تهران از سوي وزارت اطلاعات بازداشت شده هم اکنون پس از گذشت بيش از دو ماه بصورت بلاتکليف در بند 350 زندان اوين بسر مي برد.

6 ـ رضا ملک معاون سابق امنيت استان تهران که در جريان قتلهاي زنجيره اي با انتشار يک جزوه 80 صفحه اي توضيحاتي را پيرامون قتلهاي زنجيره اي مطرح کرده بودو در دادگاه به 12 سال زندان محکوم شده بود، در بند 209 زندان اوين دست به اعتصاب غذا زده و حق هيچ گونه تماسي را با خارج از زندان را ندارد.

7 ـآقاي اسدالله شقاقي عضو جبهه اتحاد ملي که در دادگاههاي انقلاب شهريار، کرج و تهران جمعا به 12 سال زندان محکوم شده بدستور دادگاه انقلاب شهريار بايد خود را به زندان رجايي شهر معرفي کند در غير اينصورت سند وثيقه ايشان به حراج گذاشته خواهد شد.

9 ـ آقاي خليل شالچي 65 ساله از زندانيان سياسي که به اتهام ارتباط با سازمان مجاهدين خلق ايران در زندان اوين به حبس ابد محکوم شده يکي از پاهايش کاملا سياه شده و پزشکان زندان اعلام کرده اندکه او داراي بيماري صعب العلاج است ولي بدليل همكاري فرزندانش با مجاهدين از دادن مرخصي به وي امتناع مي كنند.

10 ـآقاي مصطفي رسول نيا که در جريان اعتراضات مردمي در مهاباد به اتهام قتل يک افسر بنام « جنگجو » دستگير و به زندان اطلاعات مهاباد و از آنجا به زندان نقده و سپس به زندان اورميه منتقل شده ، بر اثر شکنجه در زندان دست ، پا ، پشت و گردنش مجروح شده ومجبور به اعتراف به قتل شده است.

11 ـ به گفته محمد علي دادخواه وکيل مدافع آقاي برهان ديوارگر فعال جنبش کارگري ، که از 17 روز پيش به اتهام اقدام عليه امنيت ملي بدستور قاضي شعبه دوم دادسراي عمومي و انقلاب سقز بازداشت شده تاکنون اجازه ملاقات با وکيل خود را بدست نياورده است . به گفته خانواده برهان ديوارگر ، وي در زندان مورد شکنجه قرار گرفته است.

12- از زندان اوين خبر ميرسد كه چندين مورد بيماري وبا در آموزشگاهها و اندرزگاههاي 7 و 8 و 9 زندان اوين مشاهده شده است

13- آقاي سعيد ماسوري همچنان در انفرادي اوين در شرايط بسيار سخت نگهداري ميشود .

14- آقاي بهروز جاويد تهراني ,پس از 12 ماه بلاتكليفي به 7 سال زندان و 74 ضربه شلاق بدون امكان خريد محكوم شد.

15- آقاي عليرضا شريعت پناه كه بيش از11 سال را در زندانهاي گوهردشت و اوين محبوس بوده و از آبان ماه سال گذشته ازاوين آزاد شده بودمجددا درتيرماه سال 1384 طي يورش مأمورين امنيتي در منزل خويش دستگير وبه زندان اوين منتقل شده است . گفتني است آقاي شريعت همواره از معلوليت فيزيكي رنج ميبرد و حبس در سلول انفرادي بدون مراقبتهاي ويژه پزشكي و بهداشتي خطرجاني براي وي در برخواهد داشت .

16- آقاي احمد سراجي از وبلاگ نويسان فعال همچنان پس از گذشت 2 ماه از دستگيري ايشان توسط مأموران وزارت اطلاعات در زندان تبريز وتحت شكنجه روحي و جسمي قرار دارد و پيگيري وضعيت آقاي سراجي از طرف مسئولين زندان تبريز تاكنون بدون جواب باقي مانده است .

17- آقاي سعيد كماليها ( دانشجوي رشته پزشكي دانشگاه تهران ) پس ازگذشت 6 سال از حبس ايشان همچنان داراي پرونده مفتوحه بدليل نوشتن نامه سرگشاده به ولي فقيه و محكوم به 74 ضربه شلاق مي باشد . لازم بذكر است آقاي كماليها دچار نارسايي هاي كليوي بوده و چنانچه حكم شلاق در مورد ايشان اعمال شود بي ترديد موجب از كارافتادن سيستم كليوي وي خواهد شد.

|+| نوشته شده توسط غریبه ای آشنا در  |
 سیاست روز یا سیاه بازی روز

محاکمه افشاری و ادامه ی دستگيری ها در کردستان

کانون نويسندگان ايران (در تبعيد) با انتشار دو اطلاعيه جداگانه به ادامه ی دستگيری ها در کردستان و همچنين محاکمه ی غيرعلنی علی افشاری اعتراض کرده است:

• ادامه دستگيری ها در کردستان

هم‌ميهنان!

سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان اعلام کرده است که دستگيری ها در کردستان همچنان ادامه دارد.

در اشنويه ده‌ها نفر اخيراٌ دستگير شده‌اند.با اين که قاضی پرونده خانم دکتر رؤيا طلوعی خواهان تبديل کردن قرار بازداشت به قرار وثيقه شده است، دادستان سنندج با تبديل قرار موافقت نکرده‌است.قرار وثايق صادر شده (اگر هم قرارهای بازداشت تبديل شوند) آنچنان سنگين‌اند که خانواده‌ها از عهده پرداخت آنها بر نمی آيند. مثلا برای يک جوان ١۸ ساله يک مليارد ريال (معادل صدهزار يورو) قرار صادر شده است و اين در حالی ‌ست که يک دادگاه کارفرمايی را، که مقصر مرگ يک کارگر شناخته است، به پرداخت بيست مليون تومان (٢٠ هزار يورو) ديه محکوم کرده است.در سرزمين ما، ديگر، مزد گورکن نه فقط از آزادی آدمی که از جان آدمی هم دارد بيشتر می شود؛ چه می توانيم بکنيم جز آن که از اين همه سياه‌کاری فرياد برآوريم.فرياد برآوريم!هم‌ميهنان کردمان را تنها نگذاريم. سخن هم‌وندان ما در کانون نويسندگان ايران (در ميهن) را به ياد داشته باشيم: سرکوب مردم کرد حمله به منافع ملی همه ايرانيان است. از منافع ملی ‌مان با هر چه در توان داريم حمايت کنيم.

• محاکمه علی افشاری

هم‌ميهنان!

علی افشاری دارد به جرم سخن گفتن و داشتن اعتقاداتی سوای اعتقاد حاکمان محاکمه می شود. او اعلام کرده است که تنها در صورتی حاضر خواهد بود، در برابر اتهامات وارده، از خود دفاع کند که دادگاه علنی باشد.

او اعلام کرده است که اعترافهای او که از تلويزيون سراسری نيز پخش شده، در شرايطی از او گرفته شده‌است که بازجويان اراده او را درهم شکسته بوده‌اند.اتهام‌هايی که به افشاری وارد کرده‌اند ديگر تبديل به کليشه شده‌اند: براندازی نظام، تشويش اذهان عمومی و از اين قبيل؛ اما، مشخص‌ترين اتهام افشاری بی ‌حرمت کردن سخنان حضرت امام و مقام معظم رهبری ‌ست.باري، افشاري، می تواند اين کار را کرده باشد؛ يعنی سخنانی بر زبان آورده باشد که مضمونی نزديک به نفی فرمايشات اين دو خدايگان داشته‌اند.به همين دليل، ما خواهان علنی شدن محاکمه ايرج افشاری نيستيم؛ چرا که در آغازه قرن بيست و يکم و در جهانی زندگی می ‌کنيم که آزادی انديشه، بيان و قلم را يک حق غيرقابل نقض شناخته است.ما خواهان قطع فوری محاکمه علی افشاری و آزادی بدون قيد و شرط همه زندانيان سياسی هستيم؛

هم‌ميهنان!

در دفاع از همه آنانی که به جرم انديشيدن يا بيان انديشه‌هايشان محاکمه می شوند، بدون حصر و استثنإ، با ما هم‌آواز شويد.

 

بوش رئیس جمهور امریکا به واسطه وزیر خارجه کویت نامه تهدیدآمیزی برای رهبران ایران فرستاده است. بوش ضمن اینکه گفته است رهبری ایران با دست برداشتن از برنامه‌های خطرناک اتمی خود میتواند همکاری تجاری و اقتصادی امریکا را در کنار خود ببیند اما در صورت ادامه دادن به برنامه اتمی شبهه‌انگیز خود، امریکا در برابر آن خواهد ایستاد و هیچ انتخاب دیگری برای امریکا باقی نخواهد بود. بوش رئیس جمهور امریکا به واسطه وزیر خارجه کویت نامه تهدیدآمیزی برای رهبران ایران فرستاده است. این نامه که امروز (يكشنبه بوسیله شیخ محمد صباح وزیر خارجه کویت تسلیم احمدی نژاد شد در بردارنده تهدید جدی بوش به حکومت ایران است. بوش ضمن اینکه گفته است رهبری ایران با دست برداشتن از برنامه‌های خطرناک اتمی خود میتواند همکاری تجاری و اقتصادی امریکا را در کنار خود ببیند اما در صورت ادامه دادن به برنامه اتمی شبهه انگیز خود، امریکا در برابر آن خواهد ایستاد و هیچ انتخاب دیگری برای امریکا باقی نخواهد بود. بوش به دولتمردان ایران توصیه کرده است نصیحت‌های او را جدی بگیرند و متوجه عواقب خطرناک برنامه اتمی خود باشند.این نامه بعد از آن به دست رهبران ایران می‌رسد که طی روزهای گذشته عملیات جاسوسی امریکا در مرزهای ایران افزایش یافته و بیم آن می‌رود که پنتاگون در حال تهیه یک برنامه وسیع برای حمله به ایران است. اگرچه وزارت اطلاعات ایران اعلام کرده است که به دقت موضوع پرواز اشیاء مشکوک در آسمان ایران را دنبال می‌کند اما کارشناسان نظامی در منطقه معتقد هستند برنامه اکتشافی ارتش امریکا برای شناسائی موقعیتهای استراتژیک در خاک ایران به روزهای پایانی خود نزدیک می‌شود. از سوی دیگر برخی از نظامیان در داخل ایران می‌گویند که ممکن است حمله امریکا به ایران همانند یورش این کشور به عراق که با سروصدای زیاد و تبلیغات وسیع صورت گرفت انجام نشود بلکه به شکل ناگهانی و شبیه به کودتا اجرا شود. به این دلیل آنان می‌گویند که همیشه در حالت آماده باش به سر می‌برند. در داخل خود امریکا نیز برخی از روزنامه نگاران اعتقاد دارند که بوی جنگ از کاخ سفید به مشام آنها می‌رسد. روزنامه هرالدتریبون طی یک گزارش مفصل به بوش نصیحت کرده است که علیه ایران دست به جنگ نزند. اما مشاوران رئیس جمهور امریکا میگویند که بوش به رهبران خاورمیانه گفته است اگر مجبور شود دست به اقدام نظامی علیه ایران بزند در این کار درنگ نخواهد کرد. بوش بیان کرده است که تصمیم جنگ علیه ایران یک گزینه بد است اما مسلح شدن ایران به سلاح اتمی از آن بدتر خواهد بود.

|+| نوشته شده توسط غریبه ای آشنا در  |
 کروبی پوست اندازی کرده ؟؟؟

چه شده كه اينك آقاي كروبي به مخالف ومنتقد نظام تبديل شده اند؟

ن.سعيدي

طبعا در كانون دوستان مخالف نظام و روشنفكران جامعه ايران،همبستگي و اتحاد عمل و نظر وجود دارد و عموم تشكل ها و گروههاي مخالف اين نظام در تلاش هستند تا از هر گونه دو دستگي پرهيز نمايند.اگر چه كه در برخي عملكرد ها به همديگر انتقاد داشته باشند.

اما منظور اينجانب از نگاشتن اين سطور، ايجاد دو دستگي نيست،بلكه روشن ساختن حقايقي است كه تاكنون آقاي كروبي كه اينكه به جرگه مخالفان نظام پيوسته است از ابراز آنها خودداري نموده اند.

خطاب من به آقاي كروبي است و از ايشان ميخواهم كه به اين سوالات و ابهامات پاسخ روشني بدهند:

1.آقاي كروبي آيا زمينه مخالفت شما با نظام و ولي فقيه آن و فاصله گرفتن از آنچه كه تاكنون صورت ميگرفته، پس از انتخابات نمايشي رياست جمهوري فراهم شد؟

2.آقاي كروبي آيا شما كه بيش از 4دهه است با آخوندها و 27سال است كه با نظام ولي فقيه از نزديك آشنا هستيد و همكاري  نزديك در همه برهه ها با اين نظام داشتيد،جديدا به اختلاف نظرهاي خودتان با عملكرد آنان پي برده ايد؟

3.آقاي كروبي آيا شما كه در ساليان گذشته در مقام دبيركلي مجمع روحانيون مبارز و يا رئيس مجلس قانونگذاري اين نظام قرار داشتيد،در تمام اين ساليان پي به حذف روشنفكران و دگرانديشان نبرده بوديد؟ و اينك پس از اينكه خودتان را از عرصه مبارزات انتصابات رياست جمهوري حذف نموده اند، يادتان آمده كه در اين نظام،مخالفان به وحشيانه ترين وجه حذف ميشوند؟

4. آقاي كروبي آيا شما داشتن تلويزيون ماهواره اي را براي ديگر مخالفان و منتقدان نظام هم مجاز ميشمرديد و حق ميدانستيد كه اينك خودتان نيز به آن روي آورديد؟

 يا چنين كارهايي تاكنون در نظرگاه شما هم گناهي نابخشودني بود؟

5.آقاي كروبي چه شده است كه اينك از همه پست و مقام ها سرباز ميزنيد؟

آيا اگر رئيس جمهور مقام ولايت عظماي فقيه ميشديد هم اين حرفها را ميزديد؟

آيا نبايد به مخالفت هاي شما از نظر شك نگاه كرد؟

متاسفانه شما 27سال تمام را با اين نظام آمده و آنرا تأييد نموده ايد.آيا هيچ بزنگاه ديگري وجود نداشت كه شما مثل اين روزها فريادتان به آسمان برود؟

آيا شما در قتل عام هاي زندانيان سياسي در سال 67 متوجه نبوديد كه در اين نظام چه ميگذرد ؟

آيا در قتل هاي زنجيره ايي سال 77 و كشتار دگرانديشان توسط عناصر وزارت اطلاعات نميدانستيد چه دست هايي در كار است؟

و حالا به ما اجازه بدهيد تا از شما بپرسيم كه چه شده كه اينك به صحنه آمده ايد و حزب تشكيلي ميدهيد، روزنامه چاپ ميكنيد و تلويزيون ماهواره اي خارج از مرزهاي كشور راه مي اندازيد؟

انگيزش شما فقط حذف از كرسي رياست جمهوري بوده يا حقوق از دست رفته مردم مظلوم ايران؟!

آيا فقط به صحنه آمده ايد كه از حق فرد خودتان دفاع كنيد؟

البته ما اميدواريم كه شما در اين مسير پايدار باشيد و حرفهاي ناگفته ايي را كه فقط شما ميدانيد ، با مردم در ميان بگذاريد.

اميدواريم فشارهاي گروههاي فشار درون نظام و شكنجه گراني مانند حسين شريعتمداري،مسئول موسسه كيهان كه بنظر اينجانب شعبه اي از وزارت اطلاعات است ، شما را از صحنه خارج نكند.

آقاي كروبي براي اداي احترام به ملتي كه 27سال است فشارهاي سنگين يك نظام مرتجع را بر دوش هاي خود تحمل كرده اند،دست به قلم ببريد و آنچه را كه بايد،بنويسيد و حق مردم را ادا كنيد.

اميدواريم كه چنين باشد.

|+| نوشته شده توسط غریبه ای آشنا در  |
 نگاهی به نشریات

امروز موضوع‌هاي متفاوتي در تيتر يك روزنامه‌هاي صبح كشور انعكاس داشته است.

آفتاب يزد: سخنگوي شوراي امنيت ملي، مذاكرات بهترين راه است
اعتماد: ايران كوتاه نمي‌آيد
ايران: سخنگوي دولت، دولت به رسانه‌ها اعتماد دارد
جام‌جم: احزاب، دمكراسي را ناقص تمرين مي‌كنند
جمهوري اسلامي: يك دانشمند ناراضي اسرائيلي، غرب بايد به خاطر تسليح اسرائيل به سلاح اتمي خود را لعنت كند
رسالت: دبير كل حزب موتلفه اسلامي، ارتباط با احزاب جهان اسلام
سياست روز: جشن فلسطينيان از سكته قصاب صهيونيست
شرق: عزل مديرعامل تامين اجتماعي
كيهان: انتخابات عراق كاخ سفيد را لرزاند
مردم‌سالاري: هاشمي رفسنجاني، سربسته مي‌گويم عده‌اي مي‌خواهند جامعه را ناامن كنند
همبستگي: سخنگوي دولت، وضعيت جهاني ايران مطلوب است
سرمقاله‌ها و يادداشت‌هاي روزنامه‌هاي صبح كشور موضوع‌هاي مختلفي مطرح شده است.

جمهوري اسلامي در سرمقاله امروز خود با عنوان "ما پيش شرط داريم" در مورد مذاكرات هسته‌اي آتي ايران و اروپا مي‌نويسد: اين مذاكرات با آنچه در گذشته جريان داشت يك تفاوت اساسي دارد، و آن اينست كه طرف ايراني بهيچوجه حاضر نيست بر سر اصل غني‌سازي و چرخه سوخت چانه‌زني كند...اگر قرار است چانه‌زني يا هر چيز ديگري در اين مذاكرات وجود داشته باشد، فقط در مورد لغو امتيازاتي بايد باشد كه اروپا تاكنون از ايران گرفته و روند چرخه سوخت را مختل كرده است...دور جديد مذاكرات ايران و سه كشور اروپايي بايد بدون هرگونه پيش‌شرطي از طرف اروپايي‌ها انجام شود و اين ما هستيم كه بايد پيش‌شرط داشته باشيم و شرطمان اينست كه اروپا و آژانس بين‌المللي انرژي اتمي متعهد شوند به وظايفشان در قبال ايران به عنوان يكي از اعضاء آژانس كه به فناوري صلح‌آميز هسته‌اي دست يافته و حق برخورداري از چرخه سوخت را دارد، عمل كنند و از اين پس در انجام اين وظيفه قانوني كوتاهي ننمايند.

**********************************************************

روزنامه‌مردم‌سالاري در بخشي از ستون يادداشت روز خود با عنوان "اصلاحات جان تازه‌اي مي‌گيرد" مي‌نويسد: به دلايل مختلف نظير دلسردي مردم از تحقق كامل اصلاحات، ناكارآمدي برخي اصلاح‌طلبان و سنگ‌اندازي‌هاي جريان ضد اصلاحات اصلاح‌طلبان يكي پس از ديگري پست‌هاي انتخابي را از دست دادند تا در نهايت در خرداد ‪ ۸۴‬با پيروزي محمود احمدي‌نژاد، آخرين سنگر اصلاح‌طلبي نيز واگذار شود و همه اصلاح‌طلبان ديگر خارج از حاكميت به سر ببرند. اين اوضاع اگرچه وضعيت مطلوبي براي "اصلاحات" نيست ولي فرصت مناسبي براي بازسازي و رفع نواقص اصلاح‌طلبي در ايران است. "حالا وقت آن رسيده كه ميخ‌هاي تابوت اصلاحات را در آوريم" اين يكي از جديدترين اظهارنظرهاي سيدمحمد خاتمي است.

در سرمقاله امروز روزنامه رسالت آمده است: هر چه بر عمر دولت نوپاي آقاي احمدي‌نژاد افزوده مي‌شود ضرورت همگرايي تشكيلاتي و انسجام نيروهاي جريان اصولگرا بيش از پيش احساس مي‌شود. جرياني كه ظاهرا پس از پيروزي "سوم تير" همه معادلات را تنها به نفع خويش مي‌انگارد، حال آنكه بيش از هر زماني نيازمند تئوري‌پردازي، استراتژي‌سازي، برنامه‌ريزي و پيش‌بيني رويدادها و تحولات غافلگيركننده آينده است! از طرفي بر اساس شعار دولت نهم مبني بر رنگ باختن نقش احزاب سياسي در كنترل و هدايت افكار عمومي، رفتارهاي ناظر بر تشكل‌گريزي و وجود زمزمه‌هايي مبني بر عدم وابستگي به احزاب، زمينه‌اي براي وجيه‌المله شدن افراد نزد عموم قلمداد مي‌گردد كه بايد توجه داشت اين "افيون اصولگرايان" يك تله پرخطر براي جريان موصوف است، چه بايد دانست گرفتاري در چنبره تحليل‌هاي مقطعي و روزمره، غافلگيري كساني را درپي خواهد داشت كه همچون اصلاح‌طلبان گمان مي‌بردند مردم فقط "دموكراسي" مي‌خواهند! اكنون هم مردم فقط نان شب و معيشت نمي‌خواهند. بسط معنويت، توسعه سياسي و و اقتصادي، آزادي‌هاي اجتماعي و همه و همه مطالبات همطراز و بنيادين طبقات و لايه‌هاي اجتماعي ايرانيان هستند و تجربه نشان داده همواره غفلت از يكي، رويدادي عظيم همچون "دوم خرداد" يا "سوم تير" را رقم زده است...

|+| نوشته شده توسط غریبه ای آشنا در  |
 
 
بالا


www.irLearn.com

افراد آنلاين: نفر در وبلاگ هستند

>